خانه مهر

زندگی تان پر از مهر و صممیت

خانه مهر

چه سبک جشن ازدواج را می پسندید؟

شاید خیلی از جوانان یکی از دلایل تن ندادن به مسوولیت های زندگی مشترک را هزینه های سرسام آور مراسم شروع این زندگی بدانند؛ هزینه های عقد و عروسی و... که در سال های اخیر به طور غیرعادی تغییر کرده و از مراسم جشن ساده ای که برای شروع یک زندگی می گرفتند به مراسم های بسیار مجلل و پر زرق و برق و با نیت چشم و هم چشمی تبدیل شده است که در اکثر موارد عروس و داماد باید تا سالیان سال هزینه این تجملات و چشم و هم چشمی ها را به صورت وام و قسط بپردازند.

این در شرایطی است که بعضی از افراد نیز ترجیح می دهند با برگزاری یک مهمانی ساده و کم کردن هزینه های غیرضروری زندگی مشترک شان را شروع کنند...

به راستی شما چه سبک جشن ازدواجی را می پسندید؟

با پاسخگویی به پرسشنامه زیر، سبک مورد پسند برای جشن ازدواج معلوم می شود:

کمترین: 0 امتیاز متوسط: 1 امتیاز بسیار:2 امتیاز

وقتی دختران «بله» نمی گویند!

انچه مسلم است اینکه تلاقی این دو جنس با امر ازدواج صورت می گیرد و تشکیل خانواده برای هر فردی با ازدواج، رخ می دهد. ازدواج همانطور که گفته شد امری مقدس و مهم است که در تمامی ادیان نسبت به آن توجه خاصی شده است. چرا که پایه تداوم نسل ها با ازدواج گذاشته شده است و تمایل به ازدواج به طور فطری و ذاتی در وجود تمامی انسانها قرار دارد.

با توجه به نکات مذکور می توان اینطور بیان کرد که ازدواج رفتاری فردی و اجتماعی است که در بعد فردی، در جهت تکمیل مادی و معنوی هر دو جنس مذکر و مونث، صورت می گیرد و در بعد اجتماعی در جهت حفظ سلامت روحی جامعه و بقاء نسل ها صورت می گیرد. از طرف دیگر اهمیت امر ازدواج به این خاطر است که می تواند مقدمه ای برای پرورش و تربیت نسلی باشد که آینده هر جامعه ای را رقم می زنند.

با توجه به وقوع تغییرات فرهنگی و اجتماعی که در هر جامعه ای ممکن است رخ دهند، شرایط ازدواج هم دستخوش تغییراتی می شود. چرا که رفتارها و هنجارهای اجتماعی در بطن جامعه و در ارتباط با تمامی نهادهای جامعه هستند و به همین خاطر، وقوع تغییر در برخی از نهادها منجر به تغییر در دیگر نهادها خواهد شد و این به خاطر پیوندی است که در میان نهادهای یک جامعه وجود دارد. از این رو وقتی در طی یک دوره زمانی در یک جامعه، تغییرات فرهنگی و اجتماعی مختلفی رخ می دهد، بر نحوه رفتار و مناسبات افراد ان جامعه تاثیر گذار است.

ازدواج ، راهكار كسب روزي

پرسش:
براساس آموزه هاي وحياني، ازدواج چگونه به عنوان راهكار برون رفت از شرايط فقر و كسب رزق و روزي بيشتر به حساب آمده است؟ لطفا به نحو اجمال توضيح دهيد.
پاسخ:
بدون ترديد آموزه هاي وحياني يكي از راهكارهاي برون رفت از شرايط فقر و تنگدستي را ازدواج معرفي كرده است: قرآن كريم به صراحت مي فرمايد: اگر در امر ازدواج فقير هستيد اين را بدانيد كه خداي متعال شما را از فضل و رحمت خويش بهره مند و غني مي سازد. «ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله» (النور - 32) همچنين در ادبيات ديني ما نه تنها ترس از فقر و نداري در اثر ازدواج، امري ناپسند و خيالي است، بلكه بالاتر از آن، براي فرار از فقر و چاره جويي آن، بايد ازدواج كرد تا از شرايط فقر در حالت مجردي رهايي جست. در تاييد اين ادعا مي توان از روايتي بهره گرفت كه براساس آن، وقتي جوان مجردي از شرايط فقر و نيازمندي خود در نزد پيامبر اسلام(ص) شكايت مي كند، آن حضرت او را به «ازدواج كردن» امر مي كنند، براي بار دوم و سوم هم شكايت خود را مطرح مي كند و پيامبر گرامي(ص) باز هم راه چاره او را ازدواج معرفي مي كنند.

ازدواج آسان ضرورتي اجتناب ناپذير‏

هم‌اکنون ازدواج آسان معروفي است که در جامعه به منکر تبديل شده،يعني يک اقدام بسيار شايسته در جامعه به يک موضوع ناپسند تبديل شده است.هم‌اکنون در جامعه به ازدواج آسان و کم‌هزينه نگاه تحقيرآميزي مي‌شود.وظيفه اصلي متوليان فرهنگي است که اين امر پسنديده و توصيه شده در اسلام را فرهنگ‌سازي کنند.‏

مقام معظم رهبري در سومين نشست انديشه‌هاي راهبردي بر مسئله فرهنگ‌سازي ازدواج آسان تأکيد کردند.بنابراين سخنان مقام معظم رهبري بايد به مرحله اجرا برسد و از برخورد كليشه اي با آن پرهيز كرد.كارشناسان معتقدند هم‌اکنون دختران و پسران جوان تلاش مي‌کنند تا از طريق صرف هزينه‌هاي سنگين ازدواج خود را به‌يادماندني کنند در حالي‌که بايد در جلسات مشاوره قبل از ازدواج به آنها بياموزيم که با جنبه‌هاي فرهنگي و نه صرفاً مادي نيز مي‌توان ازدواجي به يادماندني داشت.متاسفانه برخي از جوانان و حتي خانواده‌هاي ما هنوز ياد‌ نگرفته‌اند که چگونه مي‌توان شادي و نشاط را بدون صرف هزينه هاي كلان تجربه كرد.‏

حجت‌الاسلام طباطبايي نسب مشاور رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جماعات کشور با انتقاد از نوع تفکري که نسبت به ازدواج و خانواده به‌وجود آمده معتقد است:«در هيچ آييني به ميزان اسلام خانواده و تحکيم آن مورد توجه قرار نگرفته است و براي استحکام اين بنيان عظيم،زير‌بنايي به نام ازدواج را نياز داريم.ازدواج به عنوان يک حرکت مقدس بايد مورد آسيب‌شناسي قرار بگيرد.يکي از مهمترين آسيب‌هاي ازدواج رواج فرهنگ متأثر از غرب در اين مقوله است.هم‌اکنون تحت تأثير رواج فرهنگ غرب در جامعه ايراني شاهد تزلزل نگاه مثبت به ازدواج هستيم، محور تهاجم فرهنگي دشمن به کشور از هم‌پاشيدن خانواده و بي‌توجهي به مسئله ازدواج است».

چرا ازدواج ها نامبارک شده اند؟

با توجه به آثار و برکات مادی و معنوی ازدواج و با عنایت به اینکه کمتر کسی تا پایان عمر عزب باقی می ماند. پس ریشه این همه معضلات و مشکلات و اختلافات و تنش ها و جدایی ها و حتی قتل های خانوادگی کجاست؟


ازدواج

قرآن، برای صرفِ خواندن و سر سفره عقد گذاشتن و زیر سقف اتومبیل و سر قبر اموات و در قاب‌های طلایی و زرکوب نهادن نیست. اگر چه همه این‌ها و بلکه هر کاری که جایگاه والای قرآن را در ذهن و زندگی انسان طرح و تعیین کند مفید، لازم و بجاست، اما قرآن برای زندگی است.

 قرآن آئین نامه‌ای برای بندگی، بالندگی و سازندگی است که مهارت‌های ارتباط مؤثر، شیوه‌های تربیت دینی فرزندان، آئین همسرداری، روش‌های غلبه بر اضطراب، افسردگی، اضطراب و فنون غلبه بر دشمنان و خلاصه چگونه زیستن و چگونه مردن را به ما می‌آموزد. با توجه به بالا رفتن آمار طلاق و تنش‌های خانوادگی و بعضاً فاصله و گسستی که بین نسل‌ها  و لایه‌های مختلف اجتماعی مشهود می‌باشد و نیز با تاکید بر نقش و اهمیت بسیار بالای نهاد خانواده در ساماندهی و سالم سازی سایر نهادهای اجتماعی بر آن شدیم تا تأملی بر پیش نیازها و مهارت‌های تحکیم بنیاد این نهاد مهم اجتماعی به عنوان اولین مدرسه و آموزشگاه مؤثر در زندگی اجتماعی داشته باشیم.

با مطالعه و مرور آیات و روایات و سایر منابع دینی این واقعیت بدست می‌آید که ازدواج و تشکیل خانواده مستحب مؤکد است ولی به عللی واجب می‌گردد.

چنانکه ترک ازدواج باعث آلودگی فرد به گناه شود واجب می‌شود.

در سوره نور آیه 32 چنین آمده است:

وَ أَنكِحُواْ الْأَیَامَى‏ مِنكمُ‏ْ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِكمُ‏ْ وَ إِمَائكُمْ إِن یَكُونُواْ فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ  وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیم

«زنان و مردان مجرد و غلام و کنیزهای شایسته‌شان را همسر دهید، اگر فقیر باشند خدا از فضل خود بی نیازشان می گرداند، خداوند بخشنده و داناست»

آفتهاي ازدواج ناسالم

در زندگي زناشويي برخي خانواده ها نا بساماني هايي وجود دارد كه به صورت همزمان بر روي تك تك اعضاي خانواده،از كوچكترين و بزرگترين آنها تاثيرگذار خواهد بود.همچنين
نا بساماني هاي موجود در خانواده مولد نا بساماني هاي ديگر در اجتماع خواهد بود. در برخي موارد،زوجين علي رغم اينكه نمي توانند با يكديگر زندگي كرده و يكديگر را درك كنند ناچارند تحت تاثير عوامل متعدد به زندگي كنار يكديگر ادامه دهند ،در صورتي كه كوچكترين پيوندي ميان آنها وجود ندارد.طلاق عاطفي به نوعي از طلاق گفته مي شود كه زوجين با اينكه در يك مكان و فضا با هم زندگي مي كنند اما از لحاظ ارتباط عاطفي و درك متقابل محروم هستند.
واقعيت امر اين است که زوجين بايد قبل از ورود به زندگي مشترك بسياري از مهارتهاي زندگي را بياموزند اما اين مسئله بسيار مهم و حياتي تحت تاثير عواطف و احساسات زوجين قرار مي گيرد.بدون شك زوجهايي كه براي طلاق به دادگاه خانواده مراجعه مي كنند بايد خود به درس عبرتي براي ساير جواناني تبديل شوند كه مي خواهند زندگي مشترك خود را آغاز كنند.بدون شك زوجهايي كه طلاق را به عنوان آخرين تصميم خود برگزيده اند از ابتدا با حالت قهر و كينه وارد زندگي مشترك زناشويي نشده اند!
مهم ترين مسئله اي که مانع از بروز بحران در زندگي افراد مي شود،آموزش مهارتهاي زندگي و حرکت آگاهانه در زندگي فردي و اجتماعي است .مجموعه مهارت هاي زندگي نه تنها به توانمند ساختن افراد در زندگي حال نمي انديشد بلكه به توانمندي آنان جهت زندگي آينده نيز تاكيد مي ورزد. در ضمن متمركز بر شكوفايي توانايي هاي بالقوه افراد است. به طور كلي هدف از مجموعه مهارت هاي زندگي، كمك به فرد جهت حركت از توانايي ها و ضعف هاي مهارتي به سوي مهارت هاي توانمند و قوي و سازنده مي باشد. چنين مهارت هاي زندگي تصميمات متعهدانه فرد را در بر مي گيرد. مسئوليت پذيري يا تعهد فردي مفهوم مثبتي است كه طبق آن افراد نسبت به‌سلامتشان و اتخاذ تصميمشان در مسائل زندگي خويش متعهد هستند. در واقع هدف نهايي مهارت هاي زندگي اين است كه افراد مسئوليت برتري و شايستگي فردي خويش را بپذيرند. اين شايستگي فردي شامل احساس كفايت و شايستگي سطح بالا، سلامت رواني، خود شكوفايي و پذيرش مسئوليت فردي مي باشد. در نتيجه مي توان گفت مجموعه مهارت هاي زندگي هم اهداف پيشگيرانه دارد و هم كنترل و مديريت مشكلات و همانند سبك رويكرد آموزشي هم براي مداخلات گروهي و هم فردي مناسب است.
ازدواج مهم ترين تصميم در زندگي يك انسان محسوب
مي شود.همان گونه كه ازدواج خوب و مناسب مي تواند در ايجاد تعادل روحي فرد و اجتماع موثر باشد،ازدواج بد نيز به همان ميزان در ايجاد كژرويهاي فردي و اجتماعي موثر خواهد بود.بسياري از جوانان هنگام ازدواج به مسئله مهارتهاي زندگي اهميتي نمي دهند و همين موضوع مي تواند بحرانهايي را پيش روي آنها قرار دهد.نخستين گام در اين خصوص آشنايي با مشكلات احتمالي پيش روي جوانان است.از آنجا كه بسياري از جوانان اين مشكلات را كه اكثرا حالتي طبيعي دارد پيش بيني نمي كنند،هنگام مواجهه با آن عملابه بن بست رسيده و نمي توانند بهترين تصميم ممكن را بگيرند.از اين رو مشكلات نه تنها حل نمي شوند،بلكه بزرگتر شده و بر حجم آنها افزوده مي شود.به وجود آمدن مشكلات بزرگ از دل مشكلات كوچك مسئله اي است كه بسياري از زوجهاي جوان با آن درگير هستند.متاسفانه در برخي موارد زوجين بدترين تصميم ممكن را گرفته و همان ابتداي زندگي ساز جدايي و عدم تفاهم را
مي نوازند.ريشه بسياري از اين برخوردهاي نا بهنجار عدم آمادگي قبلي براي مواجهه با چنين معضلاتي است .
بدون شك زماني كه زوجين در كنار يكديگر قرار مي گيرند،بايد با روحيات يكديگر آشنا شده و نقاط منفي و مثبت يكديگر را به صورتي دقيق بشناسند و از اين شناخت در راستاي بهبود برخي نقايص و ادامه زندگي مطلوب استفاده كنند.اما زماني كه خشم زوجين جايگزين منطق آنها شود ديگر نمي توان از زندگي سالم سخني به ميان آوردو همين خشمها مي تواند مقدمات گرفتاريهاي بعدي را فراهم كند.مهارت هاي زندگي به ما روشهاي مواجهه با خشم و حالات ديگر را در زندگي زناشويي مي آموزد .

مهم‌ترین مقدمه ازدواج

یك ازدواج سالم با توجه به وضعیت فرهنگی، اجتماعی جامعه فعلی ایران، دارای سه مرحله است: دوران آشنایی، دوران نامزدی و دوران ازدواج رسمی. در دوران آشنایی از همان آشنایی‌های اولیه كه طرفین به یكدیگر نزدیك می‌شوند، در صورت تداوم صمیمیت بین آن‌ها برخی هنجارهای مشترك میان آن دو شكل می‌گیرد، كه این هنجارهای مشترك زمانی بدست می‌آید كه طرفین در رابطه با «غایت‌ها، اعتقادات، احساس‌ها، نگرش‌ها و همچنین رفتارها و عادت‌های شخصی شان» به حداكثری از تفاهم برسند.


مهم‌ترین مقدمه ازدواج

 این هنجارهای مشترك كه اختصاصی همین دو نفرمی باشد، چون امكان « پیش بینی پذیری » رفتار دیگری را فراهم می‌آورد، روابط میان آن دو را تسهیل نموده و «امنیت فرد» را در رابطه ممكن می‌سازد و از سویی دیگر به هر یك از آن‌ها «آزادی» ای  می‌بخشد تا بتوانند طبق امیال شخصی و مشترکشان رفتار كنند. همین هنجارهای مشترك اختصاصی است كه پس ازدواج به فرهنگ خانوادگی تعبیر می‌شود.

 

این هنجارهای مشترك به میزانی كه در رابطه «صداقت، صراحت و عقلانیت» حاكم هست، و طرفین «زمان» مناسب برای شناخت بهتر را در اختیار دارند، بیشتر امكان شكل گیری دارد. كه به نظر خطرناک‌ترین دوران برای دو نفر همین آشنایی اولیه می‌باشد كه آن‌ها خودشان را در حین ارتباط تحریف نكنند و هر چه بیشتر سعی كنند آنچه را كه هستند به نمایش بگذارند و نه آنچه را كه می‌خواهند باشند. در واقع طرفین باید با همان چیزی كه هستند به تفاهم برسند.

این مرحله مستلزم آن است كه طرفین این آزادی را داشته باشند كه هر زمان كه اراده كردند بتوانند از ادامه رابطه خودداری كنند (چون جدایی در این مرحله با حداقلی از هزینه همراه است).

با پشت سر گذاشتن صحیح این مرحله، طرفین به تصویر مشخص و واضحی از یكدیگر می‌رسند و می‌فهمند كه طرف مقابلشان «چه جور آدمی» است و نوع طرز فکر، شیوه زندگی، اعتقادات، رفتارها (به خصوص در موقعیت‌های استثنایی مثل زمان عصبانیت) و عادت‌های زندگی‌شان چگونه است و به حداكثری از «تطبیق» میانشان برقرار می‌گردد.

شكل گیری یك ساختار هنجاری محكم و منسجم و با حداكثر شفافیت و تفاهم، به میزان زیادی موفقیت رابطه آن‌ها را در دوره‌های بعدی زندگی‌شان تسهیل می‌کند.مرحله بعد دوران نامزدی است، كه ویژگی مثبت این دوران آشكار شدن این رابطه به دیگران و رسمیت یافتن آن می‌باشد. این مرحله با «تایید اجتماعی» همراه است و از برخی فشارهای اجتماعی كه در دوران قبلی بر رابطه حاكم بود، كاسته می‌شود و طرفین با ذهن و خیال راحت‌تری ارتباط می‌یابند.

حال با ورود در این مرحله اگر ساختار هنجاری‌ای كه باید در مرحله پیشین به طور صحیحی شكل می‌گرفت، هنوز ناقص باشد، امكان شكسته شدن این رابطه می‌رود كه در این مرحله هزینه‌های سنگین‌تری نسبت به دوران قبلی خواهد داشت.

و شاید همین هزینه‌های سنگین (از لحاظ عاطفی و اقتصادی برای آقایان و از لحاظ عاطفی و اجتماعی برای خانم‌ها) باعث می‌گردد كه شكل گیری ساختار هنجاری را به دوره قبلی موكول كنیم و این مرحله را صرفاً به برخی ترمیم‌ها در عادت‌های زندگی مجردی به متأهلی اختصاص دهیم، یعنی طرفین زمانی باید به این مرحله قدم بگذارند كه از وجود ساختار هنجاری قدرتمندی در روابطشان و وجود حداكثری از تفاهم مطمئن شده باشند.

مقدمات لازم برای ازدواج

شرایط ازدواج رشد است؛ نه بلوغ جنسی و جسمی. شش نوع بلوغ وجود دارد که پنج نوع آن باید قبل از ازدواج محقّق شود. به مجموعه ی بلوغ فکری، بلوغ عاطفی، بلوغ جنسی و بلوغ اجتماعی رشد گفته می‌شود. بلوغ اجتماعی می تواند بعد از ازدواج  محقّق شود.


مقدمات لازم برای ازدواج

اما رشد به زبان ساده یعنی داشتن درک متقابل، هم در مسائل جنسی و هم در مسائل انسانی که در ایران معمولا برای دختران بعد از 18 سالگی و برای پسران بعد از 20 سالگی ایجاد می شود.

احساس نیاز به ازدواج، یک سری علائم مستقیم دارد و یک سری علائم غیر مستقیم. علائم مستقیم عبارتند از: حسّاس شدن به جنس مخالف در رفتار و تخیّل. علائم غیر مستقیم عبارتند از: بروز ناگهانی حالت های غیرمتعارف روحی نظیر پرخاشگری، خودنمایی و حتّی مهربانی.

بعضی افراد با وجود رسیدن به سن رشد، نسبت به جنس مخالف دلزدگی دارند و این امر موجب عدم رغبت آن ها برای ازدواج می شود. این افراد حتماً باید با روانشناس مشورت کنند.

بعضی افراد که به سن رشد رسیده اند و به دنبال تحصیل علم هستند، به دو شرط می توانند ازدواج را به تأخیر بیندازند: رد نشدن از سن متعارف و نداشتن هیچ‌گونه مزاحمت درونی و بیرونی.

برای شروع چه باید کرد؟

برای ازدواج که یکی از حساس ترین انتخاب های ماست، مشاوره و مطالعه اصلی‌ترین نقطه شروع است. البته هر کسی به قدر وسع خود وظیفه دارد. شاید برای یک فرد عامی یا روستایی که دسترسی به منابع ندارد، مشورت به چند نفر کافی باشد؛ ولی برای یک فرد تحصیل کرده خواندن حدّاقل چند کتاب در مورد ازدواج، همسرداری، تربیت فرزند و خانه داری لازم است.

مشورت با افراد امین و آگاه مکمل است. مشاور می تواند با توجّه به شرایط، کتبِ خوب را اولویت بندی و به ما معرفی کند. یادتان باشد که لزوماً تمام قسمت های کتاب ها درست نیست. مشاور می تواند در نقد کتاب و پیدا کردن حقیقت ما را یاری کند. بسیاری از کتاب‌ها در مورد آنچه که خوب است صحبت می کنند؛ اما روش رسیدن و تشخیص خوبی به شرایط زمان و مکان بر می گردد. یک مشاور خوب معمولاً به روش ها آگاهی دارد. این مشاور باید متدیّن، عاقل، فهیم، دلسوز، خیرخواه، امین و رازدار باشد و نسبت به مسائل ازدواج آگاهی کامل داشته باشد.

مقدمات لازم برای ازدواج

پیش نیاز اساسی برای ازدواج

متأسّفانه در حال حاضر، بسیاری از جوانان در امر ازدواج صرفاً به منابع روانشناسی غربی تکیه می کنند. این امر دو علّت دارد. یکی اینکه مسلمانان به دستورات اسلامی عمل نمی کنند. دوم اینکه دشمنان با طرح شبهات مقایسه ای بین زن و مرد، اسلام را سیستمی کهنه و مرتجع قلمداد می کنند. در امر ازدواج بر جوانان مسلمان وظیفه است به منابع ناب دینی رجوع کنند.

بر جوان واجب است قبل از ازدواج کار کند، تا درآمدی هر چند مختصر داشته باشد. از خودسری و تکروی بپرهیزد. والدین را در این امر با خود همراه کند و در هر صورت احترام و اکرام آن ها را از یاد نبرد.

در قرآن کریم آمده است: جوانان بدون همسر را همسر دهید. اگر فقیر باشند، خداوند از فضل و رحمت خود آنان را غنی و بی نیاز می کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله هم فرمودند:  کسی که ازدواج را به خاطر خوف روزی ترک کند، به تحقیق که سوء ظن به خود برده است.

بد نیست بدانید که آمارها نشان داده که جوانان متأهّل، مهم ترین مسأله در ازدواج را تطابق فرهنگی می دانند؛ نه مانع اقتصادی و برعکس بسیاری از مجّردها مهم ترین دغدغه را عامل اقتصادی می دانند.

افزايش طلاق در سايه ازدواج هاي اينترنتي

ازدواج در اسلام يك سنت الهي و يك حكم فطري و هماهنگ قانون آفرينش است. انسان براي بقا نسل و همچنين آرامش جسم و روح ازدواج مي كند اما گسترش ارتباطات به ويژه اينترنت در سال هاي اخير، دوام و پايداري برخي از ازدواج ها را با تهديد روبرو كرده است.
افزايش طلاق در سايه ازدواج هاي اينترنتي
به گزارش ايرنا، پسر جوان بي خيال و سرحال، پاي رايانه شخصي خود نشسته و با زدن دكمه اينتر كيبرد، وارد دنياي شگفتي ها مي شود. بلافاصله بعد از اتصال وارد يكي از چت روم هاي هميشگي مي شود كه كم كم پاتوقش شده و نام مستعارش در آن روم براي همه آشنا است.
شروع مي كند از هر دري صحبت كردن و نوشتن! ناگهان متوجه يك نام جديد مي شود كه به نظرش زيباست. براي دادن پيغام خصوصي وسوسه مي شود.
سلام چه اسم قشنگي، اسم واقعيته يا مستعاره؟
معلومه كه اسم خودمه چرا بايد با اسم مستعار بيام؟
خوب همين طوري پرسيدم آخه اسم واقعي خودم يه چيز ديگه است! حالا اسم، تاريخ تولد و محل سكونت مي دي؟
و....
ماجرا از اينجا آغاز مي شود. كم كم هر دو طرف به اين نتيجه مي رسند كه قرار ملاقات هاي ياهو مسنجر راه خوبي براي ابراز احساسات نيست و آنچه در دل دارند را به خوبي نمي توانند بيان كنند پس كار به رد و بدل كردن تلفن و مكالمات پي در پي مي انجامد و سرانجام يك قرار ملاقات و عشقي كه مي انديشند با شناخت كامل به وجود آمده است!
مدام با هم بيرون مي روند و از همه جا خاطره مي سازند، حرف هاي عاشقانه مي زنند. مدام سعي مي كنند به هم ثابت كنند كه تو همان هستي كه من مي خواستم و اين جمله كم كم ملكه ذهنشان مي شود.
پسر جوان به فكر دست و پا كردن شغلي مي افتد و دختر جوان هم در تكاپو است تا پسر جوان را به خانواده اش معرفي كند. با هر دردسري همه چيز روبه راه مي شود و پدر و مادر دختر و پسر به ازدواج اين زوج جوان رضايت مي دهند هر چند كه ته دل شان راضي نيستند.
پس از ازدواج، دنيا براي زوج جوان بر وفق مراد نيست. مشكلات اقتصادي و رو شدن دروغ هايي كه در چت روم به هم گفته بودند و از همه بدتر عادت به چت و باز هم دروغ گفتن! تنها مشكلات كوچكي است كه اين زوج با آن دست و پنجه نرم مي كنند.
پيام هاي عاشقانه جاي خود را به دعواهاي شبانه، بي اعتمادي و شك و ترديد و اختلافات پايان ناپذير مي دهد و...

اصولی برای آغاز زندگی مشترک

برای داشتن پیوند زناشویی مستحکم ، عوامل زیادی لازم است . در حقیقت تربیت هر کدام از زوجین  وحتی نحوه ی گذراندن کودکی شان تا معیار های ازدواج و آموختن مهارت های زندگی در سعادت یک پیوند نقش دارد. ما در این مقاله پنج اصل مهم را برای تان بازگو می کنیم که رعایت آن می تواند در حفظ زندگی زناشویی تان بسیار موثر باشد.


هر انسانی بنا به اقتضای زیستی در دوران جوانی از نظر جسمی آماده ازدواج می‌شود یا بهتر است بگوییم نیاز به ازدواج را احساس می‌كند. این نیاز به بعد روانی آدمی نیز تسری می‌یابد و اجتناب‌ناپذیر است.

با این حال آمادگی واقعی برای ازدواج و تشكیل زندگی مشترك حداقل در دنیای امروز ملزومات دیگری دارد كه آن را از نیاز درونی و توانایی مالی فراتر می‌برد. این ملزومات برخلاف جهیزیه، وسایل زندگی، تامین مسكن و ... با پول به دست نمی‌آید و اگر كار كرد آن را ایجاد یك پیوند زناشویی موفق و حفظ كیان خانواده بدانیم بیش از هر چیز به آموزش و آگاهی نیاز دارد.

زندگی زناشویی اصولی دارد كه عدم آگاهی نسبت به آنها و بالطبع رعایت نكردن‌شان همانا و لرزه افتادن بر بنیان خانواده همان! این اصول هنگامی كه با زندگی هر زوجی مطابقت داده شود مصادیق بسیار متنوعی را شامل می‌شود و هزار شاخه می‌گردد. با این حال اصول همواره اصول هستند و الگویی كه می‌توان سرلوحه بینش و رفتار قرار گیرد.

دختران مقصرند یا پسران؟

نتایج پژوهش‌های مختلف نشان می‌دهد رابطه‌ای مستقیم میان تحصیلات و افزایش سن ازدواج وجود دارد، چرا که در نتیجه افزایش تحصیلات، سطح توقعات و انتظارهای افراد افزایش می‌یابد و ایده‏آل‏های آنها تغییر می‏كند.

دختران مقصرند یا پسران؟

براساس آمارهای موجود، میانگین سن ازدواج دختران در بسیاری از جوامع به خصوص جوامع صنعتی رو به افزایش است. در واقع پیش از انقلاب صنعتی، ازدواج بیشتر یك قرارداد اقتصادی محسوب می‏شد و تا حد زیادی به دنبال نیازهای اقتصادی صورت می‏گرفت. در آن شرایط، ازدواج برای یک دختر ارتقای نقش محسوب می‏شد، زیرا او در خانه پدر، جایگاه اجتماعی مشخصی نداشت اما بعد از ازدواج به «كدبانوی منزل» تبدیل می‌شد و در این صورت، پایگاه اجتماعی خود را به دست می‏آورد و فرصت می‏یافت تا اساسی‏ترین نقش خود را به عنوان زن در خانه و جامعه ایفا كند.

اما امروزه عوامل گوناگونی موجب افزایش سن ازدواج در بیشتر جوامع شده است که از آن جمله می‌توان به افزایش تحصیلات زنان و موقعیت بهتر آنها در جامعه و همچنین استقلال مالی و اقتصادی آنها اشاره کرد. نتایج پژوهش‌های مختلف نشان می‌دهد رابطه‌ای مستقیم میان تحصیلات و افزایش سن ازدواج وجود دارد، چرا که در نتیجه افزایش تحصیلات، سطح توقعات و انتظارهای افراد افزایش می‌یابد و ایده‏آل‏های آنها تغییر می‏كند. به بیان دیگر، حضور زنان برای تحصیل در دانشگاه‏ها و كسب پست‏های اجتماعی موجب شده است كه ازدواج در عین حال كه جزو اولویت‏های زندگی آنها به شمار می‌آید، تنها اولویت نباشد، زیرا زنان تحصیلكرده به لحاظ تغییر نگرش، با ازدواج به گونه دیگری برخورد می‏كنند و نسبت به آن سخت‏گیرتر شده‏ اند.

آیا ازدواج سخت است؟

مگه ماها که ازدواج کرديم اولش چي داشتيم!"روزي دست خداست."

بيشتر جوانان به دليل واهمه از مشکلات اقتصادي و هزينه هاي بالا در تشکيل خانواده ،ازدواج را به تاخير انداخته تا پس از جمع آوري و اندوخته کردن مال و اطمينان کامل گام پيش نهند که بايد به جوانان گفت که روزي دست خداست.  

اين جمله را شايد از طرف پدر و مادر و اقوام به گوشتان خورده باشد"مگه ماها که ازدواج کرديم اولش چي داشتيم"!"روزي دست خداست."

در حال حاضر جوانان مشکلات اقتصادي و مستقل نبودن را سد راه ازدواج و تشکيل خانواده مي دانند و برگزاري مراسم و هزينه هاي سنگين و  توقعات طرف مقابل با داشتن يک حقوق کارمندي کافي نمي دانند.

اگر جوانان به زندگي گذشتگان و پدر و مادرشان توجه داشته باشند همه آنها از زندگي در خانه پدربزرگان و دور هم با وسايل ابتدايي و ساده مي گويند و بعد از چند سال و داشتن دو سه فرزند صاحب همه چيز از جمله خانه بزرگتر  و وسايل بهتر شدند.

خانمها چگونه در امر ازدواج پیش قدم باشند

ایا حتی اگر خانمی  علاقه مند به شخصی باشد باید منتظر بماند تا اون شخص پیشنهاد ازدواج را مطرح کند ؟

آیا الزاما فقط جنس مذکر می تواند پیشنهاد ازدواج ا مطرح کند ؟

پاسخ  دو سوال بالا مشروط است به اما و اگرها که در زیر به آنها می پردازیم.

پیشنهاد ازدواج :

خب مسلما اینکه آقایان پیشنهاد ازدواج را مطرح می کنند امریست طبیعی و معمولی و جامعه این را پذیرفته ، یک پسر امکان داره  بسته به خواسته ها ، نظرات و در کل معیارهای خود این پیشنهاد را به چندین نفر مطرح کند و شاید 10 یا 11 مرتبه حتی به خواستگاری برود و جواب منفی دریافت کند یا خیلی وقتها که به خواستگاری هم کشیده نمی شود تا اینکه بالاخره به یکی از خواسته های خود دستیابد . باید توجه داشته باشیم هر پیشنهادی دو جواب دارد که یکی به نشانه پذیرفتن پیشنهاد شما و دیگری به نشانه عدم پذیرش پیشنهاد پس شخصی که پیشنهادی را مطرح میکند باید انتظار هر دو جواب را داشته باشد یا بله یا خیر . شنیدن واژه نه برای آقایان به اندازه خانمها دردناک نیست البته فراموش نکنیم به هر حال طبیعیه که اگر جواب طرف منفی بود کمی ناراحتی پیش بیاد اما این ناراحتی در آقایان به اندازه خانمها نیست یک پسر حتی میتواند به خواستگاری دختر مقامات بلند مرتبه هم برود هر چند که جواب آنها منفی باشد پس اختیارات آقایان در این مورد بیشتر از خانمهاست .

قبل از ازدواج و هشدارهای ضروری- قسمت 1

دختر خانم ها؛  آقا پسرها؛

1. به قصد اصلاح، درمان و یا هدایت با کسی ازدواج نکنید! و فراموش نکنید ازدواج درمانگاه نیست!
چشمتان را خوب باز کنید ببینید آیا با همین خواستگارتان بدون هیچ تغییر و اصلاحی در رفتارش، عقایدش، وضع علمی و مالی‌اش می توانید زندگی کنید یا نه؟
و بر مبنای همین الان، کاملا واقع بینانه ، تصمیم بگیرید.

2. از سر ترحم ، کمک و دستگیری با کسی ازدواج نکنید!

3. از سر طمع، تفاخر و پُز دادن و مشهور شدن، با کسی ازدواج نکنید!

4. برای انتقام(از دیگری)، تسویه حساب، حالگیری و یا رقابت و کِنف کردن دیگری با کسی ازدواج نکنید!
   (متاسفانه زمینه بروز این جنس رفتارهای کودکانه کم نیست)

5.از سر عجز، فرار و یا با تئوری "از این ستون تا اون ستون فرجی است" ازدواج نکنید!
   (بلکه ابتدا با تدبیر و اعتماد به نفس مشکلتان را برطرف کنید.)

6. در امر ازدواج استخاره نکنید!
خوب است به خانواده ی مقابل هم در ابتدا این را تذکر دهید. »»» استخاره

7. برای تکمیل تیم یا گروه عروس ها یا دامادهای فامیل با کسی ازدواج نکنید!
   (این به فلانی و فلانی میاد... هم تیپ و...)

منبع:شهاب مرادی

اجبار به ازدواج ، خسارت و .. در دوران نامزدی

مقدمه :

بخش حقوقی- با توجه به آداب و رسوم معمول مختلف ، قبل از جاری شدن عقد نکاح دورانی که نامزدی نامیده می شود ،طرفین ازدواج با قصد آشنایی هر چه بیشتر ، این دوران را سپری می نمایند . در طول این مدت ممکن است وعده ها یا قول و قرارهایی برای زندگی مشترکشان با یکدیگر بگذارند و به نشان وفاداری حتی برای یکدیگر هدایایی قیمتی تهییه ببینند اما همانطور که گفته شد قبل از جاری شدن عقد نکاح است و لذا این دو نه بعنوان زوج و زوجه ،بلکه صرفا به جهت ازدواج با یکدیگر رابطه داشته اند . بنابراین احکام مستقلی به عنوان حقوق و تکالیفی متفاوت بر آنها مترتب خواهد بود که بخش حقوق خانواده سایت تبیان مسائل اهم آن را مورد نقد و بررسی قرار داده است .

هر یک از زن و مرد می تواند این رابطه را بهم زده و از ازدواج امتناع ورزد و همینطور که در ماده 1135 قانون مدنی آمده است طرف دیگر نمی تواند به هیچ وجه او را مجبور[ و وادار] به این ازدواج  نماید.

ایجاد علقه و رابطه بیشتر!!

به مجرد وعده ازدواج و ایجاد رابطه و تداوم و گسترش آن ایجاد علقه ازدواج نمیکند ؛ حتی اگر مهر یا صداقی که از قبل پیشبینی کرده بودند به نحو کامل یا ناقص پرداخت شده باشد ؛ لذا هر یک از زن و مرد می تواند این رابطه را بهم زده و از ازدواج امتناع ورزد و همینطور که در ماده 1135 قانون مدنی آمده است طرف دیگرنمی تواند به هیچ وجه او را مجبور[ و وادار] به این ازدواج  نماید و یا از جهت صرف امتناع از وصلت مطالبه خسارتی نماید.

وعده ازدواج و ایجاد رابطه نامزدی میان زن و مرد در ظاهر دلبستگی عاطفی و روحی به همراه دارد ، چرا همانطور که معروف است دوران نامزدی به دوران خوش و شاید بهترین خاطره در دوران زندگی یک زن وشوهر باشد لذا به خاطرهمین دلبستگی، وابستگی و عمیق تر شدن روابط طرفین،برای یکدیگر مخارجی را متحمل شده باشند اما طبق ماده 1036 که به موجب قانون اصلاحی 14|8|1370 حذف شد ؛ اگر این مخارج بصورت متعارفه بود می توان از آنها مطالبه خسارت نمود .

در مواردی که ضمن وعده و تعهد  به ازدواج و رابطه زناشویی طرف مقابل ، وجه التزامی برای تخلف از آن در نظر گرفته شده باشد مسلما ًبنابر ماده 1035 قانون مدنی وسیله غیر مستقیم اجبار به نکاح منع شده است و شخص نمی تواند به دلیل تخلف از وعده ها و تعهداتش از شخص وی وجه التزام بگیرد . 

به مجرد وعده ازدواج و ایجاد رابطه و تداوم وگسترش آن ایجاد علقه ازدواج نمیکند ؛ حتی اگر مهر یا صداقی که از قبل پیشبینی کرده بودند به نحو کامل یا ناقص پرداخت شده باشد.

در دوران نامزدی هدایایی را که قابل بقا و تلف ناپذیر نبوده باشد و قابل استرداد می باشد می توان مطالبه نمود.

مطالبه خسارت تا کجاست؟!

گفته شد طبق ماده1036 محذوف ،مطالبه خسارت متعارف پیش بینی شده بود اما در حال حاضر مطالبات متوجه هدایایی است که طرفین به همدیگر یا ابوین یکدیگر به منظور وصلت داده اند و هم اکنون این وصلت بهم خورده است ،می باشد . لذا طبق ماده 1037 قانون مدنی در دوران نامزدی هدایایی را که قابل بقا و تلف ناپذیر نبوده باشد و قابل استرداد می باشد می توان مطالبه نمود البته اگر در این موارد هدیه ای مثلا حلقه نامزدی که قابل بقاست و تلف شده فقط در صورتی قابل مطالبه است که شخص با تقصیر اقدام به تلف آن نموده باشد .

هدایای پیش از نامزدی

در مواردی که عرفاً دوران نامزدی هم شکل نگرفته است ممکن است هدایایی از جانب مرد رد و بدل شود ؛ وضعیت حقوقی این هدایا در این موارد چگونه است ؟!؟

ماده 1037 فقط ناظر به خود دوران نامزدی است لذا درباره دوران پیش از نامزدی سخنی و ماده صریحی مطرح نشده است در نتیجه رابطه حقوقی دو طرف در مورد آن هدایای پیش از آن ، تابع قواعد عمومی مربوط به هبه اموال خواهد بود که در آینده ان شاءالله مطرح خواهیم کرد.

نتیجه گیری :

دوران نامزدی صرفا دورانی است که زن ومرد با قصد ازدواج و نه قصد دوستی و مسائل دیگر سپری می نمایند .

مدت زمانی که آن چنان حقوق و تکالیفی در مقابل یکدگر ندارند و اعمال آنها در مقابل یکدیگر صرفاً جهت روحی و عاطفی دربردارد ، در نتیجه مممکن است وعده ها و خواسته هایی از یکدیگر صورت پذیرد که با توجه به مسائل مطرح شده این وعده و وعید ها ایجاد علقه و الزام به ازدواج نمی نماید . لذااز منظر حقوقی[ ونه اخلاقی یا وجدانی ] هر یک از طرفین می تواند از این وصلت امتناع نماید و در پس آن ممکن است خسارتی مادی ، معنوی یا عاطفی متوجه طرف دیگر گردد . این خسارت با توجه به ماده 1037 قانون مدنی ناظر به هدایایی نامزدی شده است و قانوناً قابل مطالبه است و هدایای پیش از دوران نامزدی تابع قواعد عمومی هبه اموال دانسته شده است .

احمد زهروی / پژوهشگر، طلبه و دانشجوی فقه و حقوق

ازدواج ، چگونه ؟

مي خواهيم وارد بحث مشخص ازدواج و ضرورت ازدواج شويم. براي ازدواج توصيه ميكنم كه پنج مساله را خوب بفهميد و طي كنيد،هرچند كه گمان ميكنيد كه مرحله سوم مهمترين است.ولي من تجربه كرده ام كه مرحله اول مهمتر است و بعد مرحله دوم و الي آخر ...
مرحله اول آماده سازي خود است .خودباوري براي ازدواج ،خودتان را تا نشناسيد همسرتان شناخته نميشود.نبي اكرم (ص)تأكيد فرموده اند كه حتماً با كفو خودتان ازدواج كنيد.(توصيه به حضرت زهرا«س»).براي اينكه كفوتان را بشناسيد بايد بدانيد كه خودتان سمت وسويتان كجاست.تا جهت زندگي شما مشخص نباشد همجهت شما پيدا نميشود.شما تحت تاثير سخنان گويندگاني كه در جامعه هستند دنبال يك هدفي هستيد ،يعني ميخواهيد به يك جايي برسيد .زندگي هدف وانتها ندارد ،زندگي يك طراوت و شور ونشاط پيوسته است.زندگي يعني هر لحظه نوشدن و هر روز نوروز داشتن يعني با حال بودن ولازمه اش فقط جهت دار بودن است ونه هدف دار.
اگر چنين جهتي را در خود پيدا كنيد ،تشخيص همجهت خيلي ساده است . در مرحله اول بايد بدانيد كه مهمترين ويژگي شما براي ازدواج چه بايد باشد .(يا خصوصيت همسر چه باشد)و براي اين بايد خودتان را برايش آماده كنيد.پس براي خودتان يك دوره بگذاريد و آن خصوصيتها را اولاً در خودتان پيدا كنيد،و ثانياً آنها را در خودتان بپرورانيد.آماده شويد براي جدا شدن از پدر و مادر.

چرا باید  زود ازدواج کنیم؟

۱- انطباق بیش‏تر و بهتر اخلاق و رفتار و تمایلات با همسر به دلیل انعطاف شخصیتى: انطباق خواستها و خلقیات و نبود اختلاف در نحوه رفتار و عمل، سبب پایدارى در زندگى زناشویى است؛ یعنى اگر زن و شوهر بتوانند رفتار خود را بر اساس میل یکدیگر تغییر دهند، ریشه بسیارى از اختلافات از بین مى‏رود و شکى نیست که امکان تغییر در ابتدای جوانی بیش‏تر است؛ چون شخصیتِ تازه جوان، انعطاف‏پذیرتر است و او راحت‏تر مى‏تواند فکر و عمل خود را براساس خواست همسرش تغییر دهد؛ اما هر چه سن بالاتر برود، این قابلیت انعطاف کم‏تر میشود؛

۲- امکان یادگیرى بهتر مهارتهاى زندگى و تصحیح افکار و رفتارهاى نادرست: به دلیل حرف‏شنوى بیش‏تر از والدین، امکان یادگیرى مهارتهاى زندگى بیش‏تر است و حل اختلاف بین زوجین بهتر و سریع‏تر انجام مى‏شود؛ اما اگر فرد در سنین بالاتر ازدواج کند اولاً: سخت‏تر تن به یادگیرى مى‏دهد و ثانیاً: در صورت بروز اختلاف، انتقادپذیرى کم‏ترى خواهد داشت؛

۳- حفظ حیا: کم‏شدن حیا بر اثر ارتباط با نامحرم مى‏تواند زمینه‏ساز روابط نادرست بعد از ازدواج باشد. با ازدواج زود، حیا و عفت حفظ شده و زمینه روابط نادرست بعد از ازدواج از بین مى‏رود؛

۴- زود تر فعلی شدن قوه مسئولیت‏پذیرى و اتکاء به خود با تمرین آن در زندگى؛

۵- پیشگیرى از سالها خود ارضایى: یکى از عوامل ناتوانى جنسى و ایجاد مشکلات خانوادگى، خودارضایى است که ممکن است با پایین‏آوردن آستانه انزال، باعث سرعت انزال در زناشویى و در نتیجه ناتوانى جنسى و اختلال در زندگى زناشویى شود که با ازدواج زود خطر آن از بین می­رود؛

۶- آرامش روحى و جسمى براى انجام فعالیتهاى علمى و …؛

۷- شادابى، زنده‏دلى، دورى از عقده‏هاى جنسى و روحى و افسردگى؛

۸- پر شدن اوقات فراغت دختران و پسران با ازدواج و صرفه‏جویى در هزینه‏هاى زیادى که الآن ارگانهاى مربوط براى پر کردن اوقات فراغت آنان هزینه مى‏کنند؛

۹- ایجاد فراغت فکر برای تحصیل و کار و تلاش بهتر؛

۱۰-به دست آوردن انگیزه براى تلاش و فعالیت بخاطر احساس مسئولیت نسبت به همسر؛

۱۱- پیشگیری از گرفتار شدن دل دختران و پسران به عشق خیابانى با ازدواج آنها در ابتدای جوانی و درگیر شدن دل به عشق همسر؛

۱۲-خودکفایی و استقلال.

چرا حلقه ي ازدواج را در انگشت چهارم قرار مي دهيم ؟

مراحل زير را به ترتيب انجام دهيد . تا معجزه اي شگفت انگيز را متوجه شويد

1- ابتدا کف دو دستتان را روبروي هم قرار دهيد و دو انگشت مياني دست هاي چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانيد.

2- چهار انگشت باقي مانده را از نوک آنها به هم متصل کنيد.

3-  به اين ترتيب تمامي پنج انگشت به قرينه شان در دست ديگر متصل هستند.

4- سعي کنيد انگشتان شست را از هم جدا کنيد. انگشت شست نمايانگر والدين است. انگشت هاي شست مي توانند از هم جدا شوند زيرا تمام انسان ها روزي مي ميرند . به اين صورت والدين ما روزي ما را ترک خواهند کرد.

5- لطفا مجددا انگشت هاي شست را به هم متصل کنيد . سپس سعي کنيد انگشت هاي دوم را از هم جدا نمائيد. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمايانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم براي خودشان همسر و فرزنداني دارند. اين هم دليلي است که انها ما را ترک کنند.

6-  اکنون انگشت هاي اشاره را روي هم بگذاريد و انگشت هاي کوچک را از هم جدا کنيد. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دير يا زود آنها ما را ترک مي کنند تا به دنبال زندگي خودشان بروند.

7- انگشت هاي کوچک را هم به روي هم بگذاريد. سعي کنيد انگشت هاي چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار مي دهيم) را از هم باز کنيد. احتمالا متعجب خواهيد شد که مي بينيد به هيچ عنوان نمي توانيد آنها را از هم باز کنيد. به اين دليل که آنها نماد زن و شوهري هستند که براي تمام عمر به هم متصل باقي مي مانند.

 عشق هاي واقعي هميشه و همه جا به هم متصل باقي مي مانند.

نظر شما چي هست ؟ 

اين مطلب زيبا رو در وبلاگي ديدم که حيفم اومد ازش اتسفاده نکنم .

http://hesabdari86.parsiblog.com/863293.htmاين هم آدرس وبلاگ

حضور ‌‌اجتماعی یا رقابت؟

در عصر کنونی زنان راحت‌تر از گذشته هستند و امکان دسترسی بیشتری به منابع گوناگون دارند. مواهبی که در گذشته نداشتند. در بسیاری از کشورهای جهان میزان حضور اجتماعی زنان در عرصه‌های گوناگون تحصیلی و شغلی قابل مقایسه با مردان است.

آنها در حال حاضر آمادگی بیشتری برای حضور در اجتماع و حتی نشان دادن مشکلات خود دارند. این موفقیت تلقی می‌شود، اما قرار نیست این دستاورد مانع انجام تعهدات و مسوولیت‌ها شود و روحیه با محبت زنان را خشن کند.

امروزه زنان خود در عرصه‌های گوناگون در حال تحصیل و آموزش و کار هستند و بسیار فعال‌تر از گذشته ظاهر شده‌اند و در بسیاری موارد حتی از نظر فکری و اقتصادی نیز باری از دوش همسرانشان بر می‌دارند.

حالا بسیاری از امور خانه و خانواده و بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها به عهده زنان است. وضع زنان آنقدر بد نیست که با تاسف و دلسوزی در موردشان فکر شود.

اما مشکلات خانواده از نظر روحی و عاطفی کاهش نیافته است. بسیاری از کارشناسان مشاوره ادعا می‌کنند مراجعان آنها ۵۰ درصد افزایش یافته است.

ضریب تحمل زوجین کاهش یافته است. زنان دیگر دلیلی برای مظلوم واقعشدن نمی‌بینند اما در عین حال رسیدگی به اعضای خانواده و وقت گذاشتن برای برآوردن نیاز دیگر اعضای خانواده از جانب زنان نیز کاهش چشمگیری داشته است. حالا تقاضای طلاق از جانب زنان افزایش یافته است و در بسیاری موارد مردان علت واقعی این درخواست را درک نمی‌کنند.

این وضعیتی نیست که بشر در انتظار آن بوده است. البته برای رشد و توسعه همواره مراحلی وجود داشته که گذر از برخی از آنها دشوارتر بوده است اما مشکل اصلی آنجاست که نزدیکی افکار و روح‌های همسران تبدیل به آرزو شده و در بسیاری موارد زوجین به ظاهر و تنها از نظر فیزیکی و جسمی‌ در کنار هم و با هم زندگی می‌کنند، اما از نظر مفهوم زندگی مشترک روح همدلی میان آنها وجود ندارد.

باید پیش از این‌که خیلی دیر شود، به بازسازی روابط و اصلاح آن پرداخت. البته آگاهی از علل و عوامل مانع این همدلی نیز کمک بزرگی به حفاظت از کیان خانواده می‌کند که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

▪ خود را برتر دیدن: این‌که خود را برتر از آنچه هستید ببینید و مرتب در پی افزایش موارد مادی مانند ثروت و زیبایی ظاهری باشید، مانند این است که در جنگ به سر می‌برید و به دنبال غنایم هستید. لذت زندگی به در آمد بیشتر و حساب بانکی نیست، بلکه به صداقت و محبت میان اعضای خانواده است.

▪ فقدان صمیمیت: نبود رابطه نزدیک و صمیمی‌ میان زوجین می‌تواند منجر به خلاء روحی و بروز مشکلات بسیاری در زندگی مشترک باشد.

▪ پایین بودن اعتماد به نفس: چنانچه اعتماد به نفس یکی از زوجین به اندازه کافی نباشد، از آنجا که مرتب خود را زیر سوال می‌برد که آیا به اندازه کافی خوب و شایسته است یا خیر، رفتارهای طرف مقابل را به نوعی دیگر تعبیر و تفسیر می‌کند و مرتب قصد کنترل وی را دارد تا نکند همسرش مجذوب فردی دیگر شود و این کنترل‌ها که گاهی با حسد نیز همراه می‌شود زندگی را ویران می‌کند.

▪ فقدان یا کاهش محبت: وقتی همسران به اندازه کافی به یکدیگر و نیازهای همدیگر توجه نکنند، موجب احساس کمبود عاطفی و تشنگی روحی از جانب همسرشان می‌شوند و این مورد نیز تبعات بدی دارد و موجب از هم گسیختگی روابط و نهایتا جستجوی محبت در جایی خارج از خانواده می‌شود.

و اما نشانه‌ها و علائم این موارد چیست؟ مهم‌ترین عامل که کمبود محبت است، موجب می‌شود نه‌تنها در حال حاضر با مشکلاتی از قبیل عدم توجه و خستگی در رابطه مواجه شوید، بلکه در آینده مشکلات حادتری را نیز ایجاد می‌کند.

تمایل ناگهانی به کار بیشتر و گذراندن وقت در خارج از منزل یکی از علائم دلسردی است. البته به شرطی که خانواده نیاز به این مورد نداشته باشد و یکی از طرفین به طور ناگهانی تمایل به کار بیشتر و خارج از وقت اداری را پیدا کنند.

گفتگو‌ها و پیام‌های غیرقابل درک و پنهانی و صحبت نکردن در مورد آنها با همسر نیز نشانه بارزی از دوربودن عاطفی همسران است.

موارد فوق برخی از علائم هستند، اما قرار نیست شما از حالا به بعد در نقش یک کارآگاه ظاهر شده و مرتب هر قدم گفته و رفتاری را از جانب همسرتان زیر ذره‌بین بگذارید تا مطمئن شوید او خطا نمی‌کند. زیرا بدین ترتیب همسرتان حالت دفاعی به خود می‌گیرد و تنش در خانواده نه تنها کاهش نمی‌یابد بلکه تشدید نیز می‌شود.در مقابل سعی کنید نرمی‌و محبت و توجه بیشتری به همسر و فرزندان نشان دهید تا همسرتان در منزل احساس آرامش بیشتری کند.

همسران مسوول و متعهد تمام سعی خود را برای گرم نگاه داشتن محفل خانواده می‌کنند و کار زیاد و خستگی و حتی آزادی عمل بیشتر زنان در خارج از منزل مانعی برای رشد و پیشرفت خانواده نخواهد بود.

فقط به یاد داشته باشید رابطه‌ای که به سردی گراید بتدریج می‌میرد و دیگر امکان برگردانیدن آن به وضع سابق دشوار و گاه غیرممکن خواهد شد. پس اجازه ندهید این اتفاق برای شما بیفتد حتی اگر اشتباه یا خطا و سردی نیز از جانب همسرتان باشد گاهی با نادیده انگاشتن طرف مقابل بیشتر به خود می‌آید و مشکلات کاهش می‌یابد. به یاد داشته باشید حضور اجتماعی بیشتر نباید مانعی برای تعهد به مسوولیت‌ها باشد و وسیله‌ای برای رقابت و لجبازی با همسر.
مترجم:‌‌ سحر کمالی‌نفر
منبع: csmonitor.com
روزنامه جام‌جم

‌25 سئوالي كه بايد قبل از ازدواج به آن پاسخ دهيد‌

دكتر جان گري عترجمه:‌فرشته آل‌علي

هر جواني- چه پسر و چه دختر- به هر حال آرزو دارد يك روز ازدواج كند ولي قبل از اينكه در وادي ازدواج بيفتد مراحل مختلفي بايد طي شود. يكي از اين مراحل، صحبت با طرف مقابل و پرسيدن سئوالاتي از اوست. سئوالات زيادي در اين زمينه مطرح است اما چند سوِال مهم وجود دارد كه بايد حتما از همسر آينده خود بپرسيد. در جلسات مشاوره متوجه شده‌ام متداول‌ترين و شايع‌ترين دعواها بعد از ازدواج بر سر دو موضوع پول و مسائل جنسي است. شمائي كه قرار است ازدواج كنيد، آيا ميزان تطابق خود با موضوعات مختلف زندگي را مي‌دانيد؟ در مورد خريد منزل و كارهاي روزمره چطور؟ آيا بچه‌هايي را كه در آينده دور و بر شما را پر مي‌كنند درنظر گرفته‌ايد؟ در مورد بزرگ‌كردن فرزندان چه ‌مي‌دانيد؟‌
به ياد داشته باشيد تفاو‌ت‌هايي كه آنها را پيش‌بيني نكرده‌ايم، مي توانند آنچنان زندگي ما را تحت‌الشعاع قرار دهند كه فكرش را هم نمي‌توانيد بكنيد. همين تفاوت‌ها و اختلاف‌هاي از قبل پيش‌بيني شده هستند كه زندگي مشترك را تخريب مي‌كند.
قبل از ازدواج اين 25 سئوال را حتماً از همسر آينده خود بپرسيد:
)1 آيا شما مي‌خواهيد بچه‌دار شويد؟ اگر مايليد چند فرزند؟
)2 اگر زماني مشخص شد من يا شما قادر به بچه‌دار شدن نيستيم، آيا قبول داريد كه فرزندي را از پرورشگاه بپذيريم و بزرگ كنيم
)3 اگر در آينده صاحب فرزند شويم، آيا حاضريد او را به مهدكودك بفرستيم؟ در غير اين صورت چه كسي از او نگهداري خواهد كرد؟
)4 آيا مادر بايد از شغل خود چشم بپوشد و از فرزندان نگهداري كند؟ در اين صورت وضعيت مالي زندگي مشترك به چه وضعي در خواهد آمد؟ آيا مرد خانه قادر است در اين صورت زندگي را به تنهايي اداره كند؟
)5 تعطيلات را چگونه بگذرانيم؟ آيا برنامه تعطيلات را دو نفري خواهيم گذراند يا حتماً بايد با فاميل به تعطيلات برويم؟
)6 در مواقعي كه جر و بحث پيش مي‌آيد ،چه واكنشي نشان مي‌دهيد؟ آيا عصباني مي‌شويد؟ در صورت عصبانيت چه رفتاري از خود نشان مي‌دهيد؟‌
)7 نظر شما در مورد تعهد به زندگي چيست؟ در صورت خيانت از طرف خود‌تان يا من چه واكنشي نشان مي‌دهيد؟
)8 در مورد فرزندان چه رفتار و انطباقي مدنظرتان است؟
)9 عقايد مذهبي شما چگونه است؟
‌)10 در مورد روابط زناشويي چه‌نظري داريد؟
‌)11 در مورد مسائل مالي چه‌نظري داريد؟ درآمد هركدام از ما چگونه خرج مي‌شود؟
‌)12 هزينه‌هاي زندگي بر چه مبنايي تعيين مي‌شود؟ منبع درآمد چگونه است و آيا كفايت زندگي مشترك را مي‌كند؟ آيا امكان پس‌انداز وجود خواهد داشت؟
‌2 )13 سال، 5 سال، 10 سال و 20 سال آينده، خود را چگونه مي‌بينيد؟
‌)14 ساعات خواب و بيداري و كارتان چگونه است؟ صبح‌ها زود بلند مي‌شويد؟ آيا عادت داريد شب‌ها تا ديروقت بيدار باشيد؟
‌)15 چه‌كسي مسئول خريد منزل، پخت و پز و تميز كردن است؟ آيا در اين زمينه كمك مي‌كنيد؟
‌)16 عادت خرج‌كردن پول در شما چگونه است؟ هر ماه چه ميزان پس‌انداز مي‌كنيد؟
‌)17 آيا در خانواده شما سابقه بيماري رواني وجود دارد؟
‌)18 در مورد مسائل زير،اهداف طولاني‌مدت و كوتاه‌مدت شما چگونه است: شغل، فرزندان، مالكيت منزل و هر نوع متعلقات كه به هر دوما مربوط است؟
‌)19 كجا زندگي خواهيم كرد؟ محل سكونت و منزل ما كجا و با چه شرايطي خواهد بود؟‌
‌)20 شهر محل سكونت ما كجا خواهيد بود؟ آيا اين شهر تغيير مي‌كند؟
‌)21 آيا شغل شما به صورتي است كه مجبوريد شب‌ها كار كنيد؟
‌)22 آيا براي همسر آينده خود محدوديت‌هايي در ذهن داريد؟
‌)23 وقتي استرس داريد، ناراحتيد و يا درگيري ذهني شديدي داريد، بهترين روش كمك به شما چيست؟
‌)24 اگر در ازدواج مشكلي پيش بيايد، تا چه مدت مي‌توانيد صبر كرده و مشكل را حل كنيد؟ آيا مسئله‌اي در ذهنتان وجود دارد كه اگر در زندگي مشترك بروز كند به‌نظرتان غيرقابل ترميم و جبران است؟
‌)25 پنج روش كوچكي كه شما به وسيله آن هر روز مي‌توانيد به همسرتان بگوييد و نشان دهيد كه دوستش داريد (البته بدون آنكه همسرتان تقاضا كند) چيست؟ پاسخ بعضي سوِالات به زمان زيادي احتياج دارد. براي پاسخ به اين سوِالات بهتر است هر دوي شما وقت بگذاريد. نگذاريد نداشتن پاسخ براي يك سوِال مانع بررسي ساير سوِالات شود. اگر پاسخ يك سوِال به تفكر بيشتري احتياج دارد ،فعلاً از آن بگذريد و به سراغ سوِال بعدي برويد. يادتان باشد بهترين ازدواج‌ها بر مبناي پايه و اساس محكم و قوي استوار شده‌اند.

ازدواج نمی کنم ، درس می خوانم(علل گریز دختران از ازدواج )

علل تاخیر و یا گریز جوانان به خصوص دختران جوان از ازدواج را می توان دلایل عدیده ای دانست ، اما در این دو مقاله قصد داریم به ۴ مورد شایع آن بپردازیم . در این مقاله دو علت گریزدختران جوان از ازدواج را مورد بررسی قرار می دهیم و در مقاله ی بعد به دو علت دیگر خواهیم پرداخت:
۱) ادامه تحصیلات در سطوح عالی
از موانع عمده ای که در سر راه ازدواج بسیاری از جوانان مطرح است، ادامه تحصیلات در سطوح عالی است. اینکه این موضوع اساسا بتواند به عنوان مانعی برای دانشجویی و فن آموزی رخ نماید ، در خور تامل و بررسی است، ولی به نظر می رسد که شاید بتوان با قدری تدبیر و چاره اندیشی با آن به طور شایسته کنار آمد.
ازدواج به لحاظ گوناگون عاطفی، اخلاقی، روانی و نیز جسمی نیاز جدی انسان است و استعدادهای مختلف عقلی و عاطفی او در سایه ی پیمان زناشویی شکوفا شده و به بار می نشیند ، موقعیت و شخصیت اجتماعی فرد به طور کامل با ازدواج شکل می گیرد ، احساس مسوولیت و تعهد اجتماعی در پرتو تشکیل خانواده در وجود انسان بیدار شده و رشد می یابد. با این وصف عاقلانه نیست، انسانی خود را از این همه ی مواهب و فواید محروم سازد و به بهانه های مختلف از آن سر باز زند.
البته اگر کسی بتواند با مراقبت کامل، خود را از هر گونه تحریکات جنسی به دور داشته و همه ی حواس و توجه خود را به سوی تحصیل دانش معطوف سازد ، شاید کناره گیری از ازدواج مشکل جدی برای او به بار نیاورد ، ولی شخصی که از چنین تسلطی بر افکار و احساسات خود برخوردار نیست، عواقب دوری گزیدن از ان برای او بسیار زیان بار و گاهی هم شکننده و غیر قابل جبران خواهد بود.

زن بزرگتر از شوهر عیبی دارد؟

زمانی که علم جامعه شناسی آشکارا اعلام می کند ازدواج در زمره پیچیده ترین روابط انسانی است، شاید بتوان تأمل زیادی در این خصوص داشت و از زوایای مختلف آن را مورد بررسی قرار داد، زیرا بسیار شنیده شده که ازدواج، مظهر برخورد فرهنگ و طبیعت است. به این صورت که جامعه می کوشد طبیعت را مهار کند و آن را به فرهنگ تبدیل نماید و به دلیل همین ویژگی هاست که بیان می شود میثاق زناشویی با توجه به زمان و شرایط دوران خودش، دچار دگرگونی ها و تغییراتی شده ، ولی نفس آن از قدیم الایام یکی بوده است.
ازدواج ابعاد گوناگونی دارد و انتخاب همسر نیز گزینه های متفاوتی دارد که جدای از نزدیکی فرهنگ ها، جغرافیا، تحصیلات و...« سن» یکی از ویژگی هایی است که مورد توجه بوده و تفاوت سنی در همه اعصار به گونه ای بوده که نشان می دهد در تفاوت سنی زوجین، مرد چند سالی بزرگتر از زن بوده است. به طوری که در ایران پدیده گزینش همسر، پراکندگی خاصی داشته است؛ از این رو تفاوت سن زوجین در ایران امری طبیعی به نظر می رسد و میزان این تفاوت، تا آنجا مورد توجه قرار می گیرد که در بیشتر موارد میان ۴ تا ۱۲ سال است.

نظر اسلام در خصوص روابط دختر و پسر چیست ؟

در پرسش دو مطلب مورد سؤال قرار گرفته است:‌ 1ـ حکم شرعى روابط دختر و پسر. 2ـ اگر روابط دختر و پسر ایراد شرعی دارد، دلیل و حکمت آن چیست؟
الف) بیان حکم شرعی: صحبت کردن مرد با زن نامحرم اگر با قصد لذت و شهوت نباشد،‌ مانعی ندارد،‌ ولى روابط دختر و پسرى که نامحرم هستند و نگاه کردن یا صحبت نمودن آن ها با قصد لذت جایز نیست. چنان که توقف نمودن و خلوت کردن آن ها در محیطى که محل رفت و آمد نیست، حرام مى باشد، اگر چه بانگاه کردن یا صحبت التذاذى همراه نباشد.
براى تنبیه و بیدارى به چند حدیث اکتفا مى‏کنیم:
امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «الشهوات سموم قاتلات؛(1) شهوت‏ها و خواهش‏هاى نفسانى زهرهاى کشنده‏اند» و نیز فرمود: «طهروا انفسکم من دنس الشهوات تدرکوا رفیع الدرجات؛ نفس خود را از پلیدى شهوت رانى پاک سازید تا به درجه‏هاى بلند آخرت دست یابید».(2)
قال رسول اللَّه(ص): «جاهدوا انفسکم على شهواتکم تحلّ قلوبکم الحکمة؛(3) با شهوت تان مبارزه کنید تا حکمت در دل‏هاى شما وارد گردد».
یکى از نصیحت‏هاى ابلیس به حضرت موسى(ع) این بود: «لا تخل بامرأة ولا تخل بک فانه لا یخلو رجل بامرأة و لا تخلو به الا کنت صاحبه دون اصحابى؛(4) هیچ وقت با زنى خلوت نکن و (نگذار) زنى با تو خلوت کند، زیرا هر گاه مردى با زنى خلوت مى‏کند، من در کنار آن دو هستم (و آنان را وسوسه مى‏کنم).
در روایات دیگر به این تعبیرها آمده که: خلوت کردن با زنان قلب را فاسد مى‏کند.(5) علاقه به زنان از فتنه‏ها و شمشیر شیطان است.(6) زیاد صحبت کردن با زنان قلب را مى‏میراند.(7)
ب) روابط آزاد دختر و پسر، به اقتضاى غرایز خدادادی، تمایلات و روابط جنسى و آثار آن را به دنبال دارد. نظریات روانکاوى از جمله نظریة «هورنای» بر این حقیقت تأکید می کند: «در اجتماعاتى که روابط جنسى آزاد است، بسیارى از احتیاجات روانی،‌ شکل تمایلات جنسى پیدا مى کند و به صورت عطش جنسى در مى آید».
نشریه آمریکایى «ایدرز دایجست» دربارة روابط پیش از ازدواج دختران و پسران مى نویسد: «هرساله 350 هزار دختر نوجوان امریکایى در سنین 15 تا 19 سال ـ دورة دبیرستان ـ به سبب ارتباط هاى نامشروع، آبستن شده و فرزندان غیر قانونى خود را به دنیا می آورند.... این دختران با رؤیاهایى چون ازدواج با دوستان پسرشان، اتمام تحصیلات، شروع یک زندگى ایده آل و دست یابى به یک شغل مناسب،‌ به این ارتباط غیر قانونى روی مى آورند. اما بسیار زود پرده هاى سراب گونة این اوهام به کنار رفته و واقعیت زندگى روى خود را نشان مى دهد و متأسفانه، این بیدارى درست در زمانى به دست مى آید که این دختران نوجوان دیگر شانسى براى برخوردارى از یک زندگى سالم و ایده آل ندارند».
این روزنامه در ادامه علت بروز این نابهنجاری‌هاى جنسى را روابط آزاد دختر و پسر در مدارس دانسته، طى گفتگویى با تعدادى از این دختران، به نقل از یکى از آنان می‌نویسد:
«ای کاش زمان به عقب بر مى گشت! اى کاش به عنوان عضوى از خانواده در میان والدینم جای داشتم. اى کاش هنگامى که زمینه هاى ایجاد یک ارتباط نامشروع برایم فراهم شده بود، کمى هم به زندگى آینده ام مى اندیشیدم و این گونه به پایان خط نمى رسیدم».
اگر اسلام روابط آزاد دختر و پسر را منع نموده، به خاطر آثارى است که این گونه روابط به دنبال دارد.
در ذیل به برخى از آن آثار که در نتیجة روابط آزاد دختر و پسر در جوامع غربى پیدا شده اشاره مى کنیم:
1ـ افزایش روابط جنسى نامشروع: تحقیق نشان مى دهد که آمار روابط نامشروع جنسى که ناشی از روابط آزاد دختر و پسر است،‌ در امریکا و در تمامى جامعة اروپا رو به افزایش است، به گونه اى که در سال 1993 در امریکا 50% روابط دختر و پسر به روابط جنسی تبدیل شده است.
2ـ آبستنى هاى ناخواسته: آمیزش جنسى نامشروع و افزایش آبستنى هاى غیر رسمى و زود هنگام یکى دیگر از آثار شوم روابط آزاد دختر و پسر است. آندره میشل در این باره می نویسد: «بیش از چهل درصد زنان امریکایى که پیش از بیست سالگى ازدواج مى کنند. به علت روابط آزاد پسر و دختر،‌ قبل از ازدواج حامله هستند. در نروژ 90% دخترانى که در سن کمتر از هیجده سال ازدواج مى کنند، آبستن هستند و در سوئد و آلمان نیز همین مطلب صادق است».
3ـ ازدیاد غیر قابل کنترل آمار سقط جنین:
متناسب با افزایش نرخ آبستنى هاى ناخواسته، آمار سقط جنین در کشور هاى غربى که دختر و پسر پیش از ازدواج روابط آزاد دارند رو به تزاید است. از یک میلیون زن و دختر نوجوانی که هر ساله در امریکا به طور ناخواسته باردار مى شوند، 53% فرزندان خود را سقط می کنند. این درحالى است که به علت برخى محدودیت ها که بعضى ایالات در مورد سقط جنین وضع کرده اند،‌ اکثر سقط هاى جنین گزارش نمى شود.
به ادعاى یک پزشک امریکایى که در یکى از زایشگاه هاى این کشور مشغول بوده و در مورد مشکلات محل کار خود مقاله اى نوشته است،‌ در حدود 47% از زایمان هاى تحت نظر وى مربوط به موالید نامشروع بوده است. به ادعاى وى اکثر موالید،‌ مربوط به زنان پایین تر از بیست سال مربوط به روابط آزاد دختر و پسر بوده است.
4ـ افزایش خانواده هاى تک والدینی: افزایش شمار وصلت هاى غیر رسمی،‌ باعث کاهش در میزان ازدواج را ترسیم مى کند که یکى از پیامد هاى آن افزایش تعداد خانواده هاى تک والدینى است؛ یعنى خانواده هایى که فرزندان در آن ها محکومند تنها با یکى از والدین خود زندگى کنند.
آندره میشل مى گوید: «زندگى فرزندان نامشروع در بیش از 90% موارد با مادران است. این گونه مادران که تقریباً از سوى جامعه به ویژه والدین و آشنایان خود طرد مى شوند،‌ براى گذراندن زندگى با مشکلات شدید اقتصادى و فقر و فلاکت مواجهند.
روزنامة «ایدرز ایجست» ضمن ارائة گزارشى از وضع فلاکت بار معیشتى این گونه خانواده ها، گزارش زیر را نوشته است:
«مادر این بچه – که مادام بهانة پدر مى کند – براى تأمین نیازهاى مادى خود و فرزندانش ناچار است که در دو شیفت کامل کار کند که در نتیجه، فرزند وى در مقایسه با مادران دیگر،‌ زمان کمترى را با او سپرى مى کند. این فرزند غیرقانونى در حقیقت هم از نعمت پدر و هم از نعمت مادر محروم است.
این مادر نوجوان با تأسف و تأثر مى گوید: من با این حاملگى نامشروع براى تمام عمر دخترم را از نعمت پدر محروم کردم و باید تسلى بخش اندوه فراوان این طفل باشم.
5ـ روسپیگری: پدیدة شوم روسپى گرى به ویژه در بین دختران جوانى که به طور ناخواسته صاحب فرزند نامشروع شده اند، در جوامع غربى شایع است، زیرا فرزندان ناخواسته، فرصت هاى اشتغال و تحصیل را از مادران گرفته، آنان ناچارند براى تأمین هزینه هاى زندگی و رهایى از فقر، به هر کارى رو آورند.
6ـ گسترش بیمارى هاى مقاربتی: روابط آزاد دختر و پسر، در نتیجه روابط آزاد جنسی، سکوی پرش روسپى گرى و افزایش بیمارى هاى عفونى و مقاربتى است. در این باره کافى است بدانید که: در هر 13 ثانیه یک نفر در امریکا به ویروس مهلک بیمارى ایدز مبتلا می شود. قربانیان این ویروس که عمدتاً از طریق بى بندو بارى جنسى مبتلا مى شوند، از این بیمارى عفونى هلاک مى گردند.
آنچه ذکر شد، اشاره به برخى پیامدهاى روابط آزاد دختر و پسر پیش از ازدواج است. عوارض دیگرى چون جنون،‌ عقده هاى روانی، تزاید جنایت و آدم کشى از دیگر نتایج آن روابط است.
به این ترتیب روشن شد که چرا اسلام روابط آزاد دختر و پسر و نگاه و صحبت هاى التذاذی آنان را حرام و ممنوع ساخته است.
آمار و نقل قول ها عمدتاً از کتاب مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان، ‌تدوین دفتر مطالعات و تحقیقات زنان از صفحة 60 تا 72 برداشت شده است. در این موضوع مى توانید کتاب هاى زیر را مطالعه کنید:
1ـ جامعه شناسى خانواده،‌ از دکتر شهلا اعزازی.
2ـ سیماى زن در جهان ـ امریکا، از مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری.
3ـ درّ و صدف، از محمد شجاعی، انتشارات محیی، شهرری.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
پى نوشت‏ها:
1. غررالحکم، ج 1، ص 30.
2. همان، ج 2، ص 472.
3. مجموعه ورام، ج 2، ص 122.
4. بحارالانوار، ج 69، ص 197.
5. بحارالانوار، ج 1، ص 203.
6. همان، ج 2، ص 107.
7. همان، ص 128.

به پسری علاقه مند شده ام چگونه می توانم ایشان را فراموش کنم؟

همه انسان ها نیازمند به محبت هستند و این نیاز درزنان و دختران به جهت رقیق تر بودن حس عاطفه و احساس در آنها بیشتر است . به همین خاطر چون با انسان دیگر و به خصوص با جنس مخالف آشنا شوند ، احساس کشش و نیاز به او می کنند. در عین حال انسان ها در درون خود از نیروی عقل و خرد نیز برخوردار هستند و این موجب می شود که در برخورد با دیگران و به خصوص با جنس مخالف چارچوب هایی برای خود قرار دهد و با احتیاط و دور اندیشی عمل نماید. احساسات و عواطف اگر از حد و اندازه خود بگذرد خطر آفرین خواهد بود و به همین خاطرانسان باید آن را تعدیل نماید. از نظر اسلام روابط دوستی باید در چارچوب خاص و در حد اعتدال قرار گیرد، زیرا اگر از آن حد خارج شود، پیامدهای ناگواری دارد، که از جملة آن: ضربة روحی و مشکلات عاطفی پس از قطع رابطه است. امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: "با دوست خود در حد اعتدال دوستی کن، زیرا ممکن است آن دوست روزی دشمن تو گردد. در دشمنی نیز معتدل باش، زیرا ممکن است دشمن روزی دوست تو شود".(1) البته طبیعت دوران بلوغ، عامل مؤثری در شکل گیری دوستی های افراطی است. شروع این دوستی حدود 12 و 13 سالگی و دوام آن حداکثر تا 18 سالگی است. پس از آن، احساسات فرو می نشیند و به اصطلاح تصفیه می گردد،(2) و رابطه منطقی تر می شود.
برای رهایی از وابستگی به دوست و برخورد با دوستی افراطی به نکات زیر توجه داشته باشید:
1ـ درصورت امکان دراولین فرصت ازدواج کنید، چون ازدواج به نیازهای عاطفی شما پاسخ مثبت می دهد.
2ـ یکی دیگر از شیوه های برخورد، جایگزین کردن یک رشته فعالیت های ذوقی، هنری، فکری و عملی است تا بتواند فکرتان را از دوستتان منصرف نماید.
3ـ به فعالیت های ورزشی اهمیّت دهید، چون این نوع فعالیت ها، دریچه ای برای خروج فشارهای ناشی از تراکم انرژی انباشتة شما محسوب می شود.
4ـ به این نکته توجه داشته باشید که دوستی ها معمولاً در معرض آفت است. کمتر اتفاق می افتد که رفاقت دو دوست تا آخر عمر پایدار بماند. عواملی مانند شغل یا تحصیل و یا بیماری بین دوستان جدایی می اندازد. این امر طبیعی و اجتناب ناپذیر است. با مسائل باید واقع بینانه برخورد کرد.
5ـ اوقات فراغت را با کارهای متنوع پر کنید تا کم تر به دوستتان فکر کنید.
با ایجاد اشتغال فکری و ذهنی یا بدنی و فیزیکی از بیکاری اجتناب کنید. با مشغول ساختن خویش به مطالعه کتابهای درسی و غیر درسی، فکری و استدلالی مانند ریاضیات، فلسفه و منطق، یا مطالعه کتابهای ادبی(شعرو داستان) همچنین با حفظ آیات قرآن یا اشعار مفید، ذهن خود را از آن «سوژه» منحرف سازید. پرداختن به کارهای بدنی و فیزیکی به خصوص ورزشهای پرجنب و جوش و دسته جمعی مثل فوتبال، والیبال، پیاده روی و کوهنوردی به صورت تیمی و یا شرکت در مجامع عمومی نظیر کلاسهای علمی و آموزشی، دینی و مذهبی، هنری و ادبی، راهکارهای مفیدی هستند برای فراموشی تدریجی آن سوژه.
6ـ طریق مهم فراموشی دوستتان، جایگزین کردن عشق حقیقی (که عشق به خدا است) به جای عشق مجازی می باشد. جز خدا هیچ موجودی قابلیت معشوق بودن را ندارد. معشوق مجازی (غیر خدا) هر کس باشد، خالی از عیب و نقص نیست. پس باید عاشق کسی شد که فنا ناپذیر و ابدی و صاحب همة کمالات است، او پروردگار است.
اگر انسان عشق به خدا داشته باشد، دیگر گمشده ای ندارد و دچار اضطراب و نگرانی نخواهد شد، چون احساس می کند تکیه گاه مطمئنی دارد. رابطة خود را با خدا زیاد کنید و با دعاها و عبادت ها و تلاوت قرآن با خدا ارتباط داشته باشید تا احساس آرامش کنید.
7- از تنهایی پر هیز کنید.
شیطان در تنهایی بسیاری افراد به خصوص جوانان، همدم آنان است و با حضور فعال و وسوسه انگیز خویش در ذهن و خیالشان آنان را اسیر و گرفتار دام خویش می‌سازد، از این رو باید از هر گونه تنهایی، در هنگام خوابیدن، درس خواندن و مطالعه کردن، در جایی ماندن و قدم زدن و به طور کلی هر گونه تنهایی دوری کنید.
8- از حق تعالی و اولیای الهی استمداد بطلبید.
یکی از موثرترین راهها یاری جستن از حق تعالی و درخواست فروتنانه و عاجزانه از او و توسل به اولیای الهی علیه السلام به خصوص توسل و ارتباط قلبی با حضرت بقیه ا...(ارواحنا فداه) است که می توانی این مشکل و هر مشکل دیگری را با آن حل کنی.
9- خدا را یاد کنید.
اشتغال ذهن به امری واهی و غیر مقدس از وسوسه های شیطان است. برای رفع وسوسه‌های شیطان و دور ساختن او از ذهن و وهم، در روایات منقول از معصومین(علیهم السلام) دستورهایی رسیده است که در زیر به ذکر یک دستور بسنده می کنیم:
مردی نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از وسوسه شیطان شکایت کرد که ذهن او را به امری مشغول می‌سازد. حضرت فرمود: مکرر بگو: « توکلت علی الحی الذی لایموت، والحمدلله الذی لم یتخذ ولداً، ولم یکن له شریک فی الملک، و لم یکن له ولیٌ من الذل و کبره تکبیراً» آن مرد پس از مدتی خدمت پیامبر(ص) رسید و عرض کرد: به دستور شما عمل کردم، خداوند وسوسه مرا برطرف کرد. (3)
10- تجزیه و تحلیل کارکردها:
دادگاهی در درون خویش تشکیل دهید و با خود به استدلال و تجزیه و تحلیل عملکردهای خویش بپردازید. از خویش بپرسید:! آیا به خداوندی که هر لحظه با تو است و در کنار تو و آفریننده تمام زیبایی هاست و هیچ نقص و کمبودی ندارد، این گونه شیفته شده ای؟ او که خالق تو است و به تو همه نعمت ها را ارزانی داشته و هیچ لحظه‌ای از تو غایب نیست و هیچ نقص و رنجوری بر او عارض نمی‌شود.
پاسخی که تنظیم شده است بر این اساس که آن شخص مورد علاقه تان پسری باشد که علاقه شدید به او یافتید . اما چنانچه این گونه نباشد ، برخی از موراد ذکر شده می تواند حذف شود.

-----------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1. نهج البلاغه قصار 268
2. دکتر محمد رضا شرفی، دنیای نوجوان، ص 131.
3. میزان الحکمه ج4 ص3526.

اگر کسی خیلی زیاد عاشق کسی باشد و این عشق دو طرفه باشد و مایل به ازدواج با هم باشند، اما خانواده‌ها

به موضوعی در سؤال اشاره نمودید که بسیار حساس و مهم است و هر گونه تصمیم احساسی و بدون درایت و دوراندیشی، می‌تواند آثار و نتایج نامطلوبی در زندگی بر جای گذارد که تمام زندگی آینده‌تان را تحت الشعاع خود قرار دهد.
ما به عنوان مشاور می‌توانیم تنها ابعاد مختلف این موضوع را برایتان روشن نماییم تا بهتر بتوانید تصمیم بگیرید اما تصمیم نهایی با خودتان است.
ابتدا در مورد ماهیت این نوع عشق و علاقه‌ها بین دختران و پسران جوان سخن می‌گوییم: واقعیت آن است که در این نوع علاقه‌ها غالباً از نوع عشق‌های خیابانی یا دیدن در مجلس ،‌تماس تلفنی یا اینترنت یا هر چیز دیگر است که ابتدا از نگاه‌ها آغاز می‌شود، صورت و شکل ظاهری آنها همدیگر را به سوی هم جلب می‌کند، سپس برخوردها و صحبت‌هایی رد و بدل می‌شود، که علاقه و محبت عمیق‌تر در این نوع عشق و علاقه‌ها چند چیز وجود دارد که معمولاً مورد غفلت واقع می‌شود:
1 – چون علاقه و محبت به طرف مقابل بسیار زیاد است (که معنای عشق همین است) باعث می‌شود عاشق، عیب‌ها و کاستی‌ها را در معشوق نبیند یا به آنها توجه ندارد، در حالی که بی‌تردید هر یک از دو طرف، نقص‌ها و عیب‌هایی دارد.
تنها موجود بی نقص و عیب خدا است، به همین خاطر گفته‌اند که عشق حقیقی تنها به خدا می‌تواند باشد، در حالی که عشق به هر چیز دیگر غیر خدا مجازی است. معنای مجازی این است که نمی‌توان به مخلوق یا انسانی مانند خود، عشق کامل و مطلق داشته باشیم.
روایتی از معصوم وارد شده که: «عشق انسان را کور و کر می‌کند» معنایش همین است که انسان به عیب‌ها و کاستی‌های طرف مقابل توجه ندارد و هر چه می‌بیند، خوبی و زیبایی است.
2 – چون دو طرف به هم علاقه دارند و سعی می‌کنند همدیگر را از دست ندهند و موجب رنجش طرف مقابل نشوند، رفتارها و سخنان، ساختگی و ظاهرسازی می‌شود یا سعی می‌کنند صفات بد نمایان نشود. تنها رفتارهای عاشقانه و سخنان نیک و هدیه دادن و محبت کردن از آنها سر می‌زند و حتی گاهی به هم دروغ می‌گویند ، که همه اینها موجب می‌شود شناخت کاملی از همدیگر نداشته باشند.
در این روابط چند فرض می‌توان وجود داشته باشد:
أ) هر یک از دو طرف و به خصوص پسران در فکر هوی و هوس باشند و صرفاً با اظهار عشق درصدد ایجاد ارتباط با طرف مقابل و کامجویی باشند. در اینجا اظهار عشق دروغین بوده و صرفاً برای لذت جنسی است و با ارتباط جنسی پایان می‌پذیرد.
این مسئله علاوه بر گناه کبیره بودن و دور شدن انسان از خداوند، موجب مشکلات روحی و روانی و سرخوردگی شدید طرف مقابل می‌شود. از نظر اجتماعی نیز ضرر و زیان بسیاری به خصوص برای دختران برجای می‌گذارد.
ب) عشق و علاقه‌ها صرفاً براساس هوای نفس و جنسی نباشد و قصد ازدواج و زندگی مشترک داشته باشند. در چنین فرضی نیز از آسیب‌ها در امان نیست؛ زیرا همان گونه که بیان شد این نوع عشق‌ها از یک طرف، موجب می‌شود که عیب‌های طرف مقابل دیده نشود؛ از طرف دیگر،‌رفتارهای ساختگی و اظهار عشق اولیه و هدیه دادن و... فروکش می‌کند و صحبت‌های چند دقیقه‌ای و ارتباط‌های گاهگاهی جای خود را به زندگی مشترک و همیشه در کنار هم بودن می‌دهد. پس از پیوند، واقعیت‌های زندگی و مشکلاتی که با آن روبرو هستند، خود را نمایان می‌کند. دروغ‌ها که می‌تواند در رفتار و گفتار (در دوران عاشقی) باشد و ظاهر سازی‌ها آشکار می‌شود. عشق اولیه افراطی فروکش می‌کند، یا حداقل به صورت اول باقی می‌ماند.
در چنین حالتی باید دو طرف به همین شکل به زندگی خود با تلخی ( به جهت نمایان شدن واقعیت‌ها و حقایق) ادامه دهند، یا از همدیگر جدا شوند، که هر دو صورت سخت و ناگوار است. به خصوص آنکه این پیوندو ازدواج از طرف خانواده دو طرف نیز مورد پشتیبانی قرار نگرفته باشد.
در این حالت ،‌انسان پایگاه خانواده و فامیل را از دست داده ،‌خود را از پدر و مادر (که او را بسیار دوست داشتند) دور نموده است و راه بازگشت را بسته می‌بیند.
در چنین صورتی چون نمی‌خواهد دیگران و به خصوص افراد خانواده از وضع او آگاه شوند و او را به جهت این انتخاب سرزنش نمایند، سعی می‌کند تمام غم‌ها و مصیبت‌ها را درون خود نگه دارد و به هر شکلی زندگی را نگه دارد که در هر حال ضرر و زیان را بر خود وارد می‌کند.
گاهی با خود می‌گوییم: کاشکی انسان می‌توانست دو بار زندگی کند: یک بار از زندگی تجربه کسب نماید و بار دیگر تجربه‌ها را در زندگی به کار گیرد، اما چه ضرورتی دارد، در حالی که انسان زندگی انسان‌های مانند خود و تجربه‌های زندگی آنها را می‌بیند؟!
زندگی‌ها غالباً یکسان است و حوادثی که در زندگی افراد واقع می‌شود، مشابه هستند. عوامل خوشبختی یا بدبختی نیز یکسان است. حال به آمارهای طلاق که وجود دارد، حوادثی که در روزنامه‌ها نوشته شده،‌ تجارب دیگران که برای ما نقل می‌شود یا می‌خوانیم و... مراجعه کنیم. مطمئناً نمی‌توانیم نسبت به آنها بی اعتنا باشیم و چشم بسته و صرفاً تحریک دل و احساس حرکت کنیم.
البته قبول داریم که فرض سومی هم وجود دارد: عشق و علاقه‌ها واقعی و حقیقی باشد و او طرف واقع بین باشند و از ابتدا انتظار زیادی از هم نداشته باشند و عشق آنها را کر و کور نکرده باشد و پس از ازدواج ،‌زندگی براساس محبت پایدار بماند، اما انسان اجازه و فرصت و ریسک کردن ندارد؛ زیرا ازدواج، تصمیم اساسی و مهم زندگی است که تمام زندگی آینده براساس آن رقم خواهد خورد و انسان فرصت و اجازه اشتباه ندارد.
مشکل ما عاشق شدن نیست،‌زیرا عشق به معنای محبت یک نیاز درونی است؛ اما اشکال این است که اولاً: عشق مطلق و کامل را نثار کسی می‌کنیم که مطلق و بی عیب نیست؛ ثانیاً از توان عقل و خرد در کنار احساس و دل بهره نمی‌گیریم و همه وجود خود را به دست دل و احساس می‌سپاریم که در بسیاری از اوقات برخاسته از هوی و هوس است.
پیشنهاد ما: با توجه به دو نکته مهم در مورد عشق که بیان شد، لازم است شخصی یا اشخاص دیگری که دلسوز و مهربان هستند، بر چنین روابطی نظارت داشته باشند تا مشکلاتی که بیان شد، پیش نیاید و انتخاب‌ها حقیقی تر و واقعی تر باشند.
چنین افراد ناظر همان پدر و مادر هستند که کسی دلسوزتر و مهربان تر از آنها نسبت به فرزند نیست.
به همین خاطر در اسلام،‌به رغم تأکید بر عشق و علاقه دو طرف برای ازدواج با هم، بر رضایت پدر در ازدواج دختر شرط شده است و این مسئله مطمئناً در مجموع جز به سود دختر نخواهد بود.
حمایت و پشتیبانی خانواده دختر و پسر، بنیان ازدواج را محکم‌تر نموده، در آسیب‌ها و مشکلات احتمالی زندگی آینده، کمک کننده و پشتیبان خواهد بود.
دغدغه‌ها و مواردی را که موجب عدم رضایت خانواده دو طرف می‌شود ، شناسایی کرده و در رفع و برطرف کردن آنها سعی نمایند. این موضوع هم رضایت آنها را جلب می‌کند و هم برای زندگی آینده مؤثر است. اگر هر دو خانواده بر عدم ازدواج تأکید دارند، پس باید مسایل مهمی وجود داشته باشد که از نظر این دو نفر (‌به خاطر موضوع و پیامدهای عشق) مخفی مانده است.
پس بهتر است که شناخت از یکدیگر را کامل‌تر نمایید و تنها از روی احساس تصمیم نگیرید. به این منظور باید از دیگران کمک بگیرید.
از خانواده بخواهید که در مورد طرف مقابل و خانواده‌اش تحقیق نمایند، تا هم اطلاعات شما کامل‌تر شود و هم در صورت مناسب بودن،‌رضایت آنها را جلب کرده باشید. در صورتی که برای ازدواج مناسب نبود، یا تشخیص بزرگترها (پدر و مادر) چنین باشد، بهتر است رابطه عاشقانه را ترک کنید و به لطف و رحمت خداوند امیدوار باشید و از او یاری بجویید تا در این راه به شما کمک نماید و مورد بهتری را نصیب‌تان نماید.

در زمان پیامبر که امکان ازدواج فراهم بود، ولی در زمان حاضر چنین نیست، پس تکلیف ما برای ارضای غرایز چ

‏در ابتدا باید پرسید که چه کسی گفته امروز امکان ازدواج فراهم نیست؟
چگونه این تفکر در ذهن ما جای گرفته است؟ عدم امکان را چه کسی به ما تحمیل کرده است؟ آیا واقعاً این گونه است؟
مطمئناً غریزه جنسی از نیرومند ترین غرایز در وجود انسان است که خداوند آن را در وجود وی قرار داده و اهداف و مصالح خاصی نیز بر آن مترتب است.
به خاطر وجود همین غریزة نیرومند است که انسان گرایش به جنس مخالف می یابد و با همة مشکلاتی که وجود دارد یا تصور می شود، به ازدواج روی می آورند و حاضرند بسیاری از سختی ها و مشکلات را به خاطر آن تحمّل کنند یا برخود هموار نمایند و از بسیاری از خواسته های خود یا خودخواهی ها بکاهند.
در توضیح المسائل آمده: اگر کسی به جهت زن نداشتن به گناه می افتد، بر او واجب است ازدواج کند.(1)
در بسیاری مواقع عدم امکان ازدواج مشکل بودن آن، از طرف خودمان است، یعنی دختران یا پسرانی که می خواهند ازدواج کنند، سخت گیری های بی موردی دارند که با توجه به اهمیت این مسئله باید تعدیل شده و آرزوها و خواسته ها را کمتر نمایند.
بعضی از مشکلات مربوط به فرهنگ جامعه است یا از طرف پدر و مادر و خواسته های غیر منطقی که دارند، تحمیل می شود و یا به نوعی در ذهن اشخاص القا می شود که رفع این مسائل نیز نیاز به تلاش جوانان دارد تا زمینه های مناسب و مساعد را آماده سازند.
در هر حال جوانان هستند که باید برای خود چاره ای بیندیشند که آیا خویش را تسلیم گناه با همه عواقب و دور شدن از رحمت الهی کنند، یا این که زمینه و شرایط ازدواج را فراهم آورندو یا اگر در مدتی که این زمینه فراهم نیست، عفت و پاکدامنی را پیشه سازند، در عین حال که به فکر ایجاد زمینه و آمادگی هستند.
پیامبر اسلام فرمود: «از گروه جوانان، هر یک از شما که قدرت ازدواج دارد، حتماً اقدام کند، زیرا بهترین وسیله است که چشم را از نگاه های آلوده و عورت را از بی عفتی محافظت می کند».(1)
در عین حال قرآن مجید راه مقابله با طغیان غریزه جنسی را در صورت فراهم نبودن زمینة ازدواج، عفت پیشگی و یا خویشتن داری در امور جنسی می داند و می فرماید: «آن ها که وسیلة ازدواج ندارند، باید عفت پیشه کنند تا خداوند آنان را به فضلش بی نیاز کند».(2) البته این امر، نیاز به مقاومت سرسختانه دارد که در روایات به عنوان جهاد اکبر مطرح شده است.
تسهیل کنترل غریزة جنسی در گرو اموری است:
1ـ طرد افکار شیطانی: مشکل ترین مرحلة رویارویی با انحراف جنسی، سالم سازی اندیشه و پرهیز از افکار شهوی است. امام علی(ع) می فرماید: «کسی که در اطراف گناه بسیار بیندیشد، سرانجام به آن کشیده خواهد شد».(3)
2ـ پر کردن اوقات فراغت با مطالعه، تفریح، مسافرت و غیره.
3ـ کنترل چشم: نگاه راهبر دل و دام شیطان و بذر شهوت است. برای مهار غریزة جنسی باید از دیدن آن چه که میل جنسی را تحریک می کند خودداری کرد. امام علی(ع) می فرماید: «بهترین عامل رو گردانی از شهوات، فروبستن چشم ها است».(4)
4ـ عدم آمیختگی زن و مرد: همنشینی زن و مرد و همسخن شدن و خلوت کردن با یکدیگر زمینة لغزش را فراهم می کند.
5ـ کم خوری: یکی دیگر از راه های کنترل غریزة جنسی، دوری از پرخوری است. از این رو در روایات اسلامی از روزه داری به عنوان عامل تعدیل غریزة جنسی یاد شده است.
پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «ای جوانان، هر یک از شما قدرت ازدواج دارد، ازدواج کند و اگر قدرت ندارد روزه بگیرد، زیرا روزه گرفتن برای کنترل شهوت مفید است».(5)
6ـ یکی از راه های آرام کردن طوفان غریزة جنسی در انسان، ورزش و فعالیت بدنی است، زیرا ورزش مقدار فراوانی از انرژی های بدنی و فکری انسان را به خود اختصاص می دهد و از مسایل دیگر کم می کند.
7ـ آخرت گرایی: توجه به پاداش اخروی دربارة کسانی که دامن خود را از گناه پاک داشته اند. امام علی(ع) می فرماید: «کسی که به بهشت علاقه دارد، خواهش های نفس و شهوات را فراموش کند».(6)
8ـ یاد مرگ: رسول خدا(ص) اصحاب خود را دربارة مرگ بسیار سفارش می کرد و می فرمود: «زیاد مرگ را یاد کنید، زیرا یاد مرگ شکنندة لذات نفسانی و مانع میان تو و شهوات است».(7)

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1.مکارم الاخلاق، ص 100.
2.نور (24) آیه 33.
3.غررالحکم، ج 5، ص 321.
4.همان، ج 6، ص 164.
5.بحارالانوار، ج 100، ص 220.
6. نهج البلاغه، قصار 30.
7. بحارالانوار، ج 74، ص 388.

به خاطر مشکلات و مسائلی همچون تأخیر در ازدواج اعتماد به نفس خود را از دست داده ام و احساس حقارت می ک

به نظر می رسد که همه مشکلات مطرح شده، از جمله افسردگی، عدم اعتماد به نفس، زودرنجی و عصبانیت، سردرد و بدبینی و نگرش منفی،‌ ریشه در احساس حقارتی دارد که بر اثر جوش صورت و عدم کامیابی در زندگی به وجود آمده است. تا این موضوع را درمان نکنید، نمی توانید از عوار[ض و پیامدهای آن جلوگیری نمایید.
]برای درمان عقده حقارت عواملی ذکر شده است:
1ـ محاسبه نفس:اولین و مهم ترین راه درمان خود کم بینی از نظر علمی و دینی، محاسبه نفس و تجزیه و تحلیل حالات روحی و شناخت علل واقعی آن است. روان شناسان می گویند: «کسی که اسیر عقدة حقارت است، برای نجات از این بیماری روانی باید برای خود پرونده ای تشکیل دهد و خود را در محکمة عقل محاکمه کند. باید آن خاطرات تیره و تاریکی را که به طور مجهول خودنمایی می کند و باعث تشویش خاطر او است،‌ روشن و واضح سازد و باید[ آن افکار مبهمی که صاحبش را پیوسته به خطرات ناشناخته ای تهدید می نماید، از ابهام بیرون آید».](1)
به نظر می رسد که با یک محاسبه ساده می توانید حدس بزنید که چرا با وجود توانایی، اعتماد به نفس ندارید و یا افسرده و بی علاقه به زندگی هستید؟ توجه زیاد به جوش صورت و بزرگ کردن آن و کنار نیامدن با این مشکل و نگرانی افراطی از این بابت شما را به این وضع کشانده است.
2ـ خود باوری: اگر از ناراحتی پوستی احساس حقارت می کنید، لازم است متوجه سایر قوای سالم خود گردید و به خود تلقین کنید که چیزی از دیگران کم ندارید.
امام صادق(ع) از این طریق شخصی را درمان کرد. او یونس بن عمار بود که لکه سفیدی در صورتش ایجاد شده بود و همین عیب او را آزار می داد، ولی از حرف های زهرآلوده بعضی از مردم بیش تر رنج می برد. مردم به او می گفتند: اگر مورد عنایت خداوند می بودی، هرگز دچار این بیماری نمی شدی! یونس به محضر امام صادق(ع)رسید و عرض کرد: مردم گمان می کنند که عیب صورت من نشانه بی اعتنایی خدا است. حضرت فرمود: انگشت های دست مؤمن آل‌عمران به هم چسبیده و بی حرکت بود. او موقع سخنرانی دست معیوب خود را به سوی شنوندگان دراز می‌کرد و می فرمود: ای مردم! از فرستادگان خدا پیروی کنید.(2)
حضرت با این جمله کوتاه در ضمن بی اساس دانستن حرف مردم، به «یونس» روحیه خود باوری را القا کرد و به او فهماند که با وجود لکه صورت می تواند مانند مؤمن آل فرعون عنصری مفید و سازنده در جامعه باشد.
بهترین راه مبارزه با احساس حقارت، آن است که مقهور احساس خود نشوید و شخصیت خویش را نبازید و ضعف جسمانی خود را به دست فراموشی بسپارید. قبول داریم که دختر به زیبایی و ظاهر خود بسیار اهمیت می دهد، ولی اگر به علل مختلف، جوش صورت پدید آمد، با این واقعیت چه برخوردی باید کرد؟ آیا غصه خوردن مشکل شما را حل می کند یا بر مشکلات روحی شما می افزاید؟ بسیاری از جوش صورت ها به مرور زمان و با ازدواج بر طرف می شود. با پیشرفت هایی که در علم پزشکی به وجود آمده،‌ بسیاری از مشکلات پوستی که زیبایی انسان را به مخاطره می‌اندازد، با اشعه لیزر برطرف می شود. دارو و درمان خود را پی گیری کنید و اگر لازم است، به پزشک متخصص مراجعه نمایید.
عزت نفس سرمایه ای است که در نهاد همه انسان ها قرار دارد و باید استخراج شود و پرورش یابد و کلید آن تصور مثبت از خود و خودباوری است.
3ـ تقویت ایمان: یکی از عوامل مهم در درمان خود کم بینی و مشکلات روحی، ارتباط با خدا و تقویت ایمان و باورهای مذهبی است. کسی که خود را با اقیانوس بی کران هستی و منبع پرفیض الهی مرتبط سازد، هم چون دریا که در برابر جذر و مدها و امواج خروشان ایستادگی دارد، ثابت و استوار می ماند و در برابر مشکلات خم به ابرو نمی آورد، چون از تکیه گاه مطمئن و محکمی برخوردار است. راستی اگر ایمان و دعا و نماز را از زندگی بگیریم، با چه قدرتی می‌خواهیم از کانال خطر و تهدید به سلامت عبور کنیم؟! گاندی رهبر بزرگ هند می گفت: اگر دعا و نماز نبود،‌ من مدت ها قبل دیوانه و مجنون شده بودم».(3)
مسمع می گوید: امام صادق(ع) به من فرمود: «وقتی یکی از شما دچار غم و اندوه دنیا می شود، چه مانعی دارد که وضو بگیرد و به جایگاه عبادت خود برود دو رکعت نماز بخواند و دعا کند که خداوند آن اندوه را بر طرف سازد؟!».(4) از این که مرقوم داشته اید از خدا نا امید شده ام، بسیار متأثر شدیم. این روحیه بسیار خطرناک و از گناهان کبیره است. تأخیر در اجاجت دعا یا بر نیامدن آرزو نباید منشأ سوء ظن به خدا باشد. یکی از شرایط استجابت دعا آن است که یقین به اجابت آن داشته باشید و به خدا خوش بین باشید. ما از همة اسرار عالم خبر نداریم. بدیهی است که بسیاری از دعاها به علل مختلف مورد اجابت قرار نمی گیرد، ولی ما تنها برای رسیدن به حاجات خدا را نمی خواهیم،‌ بلکه خدا صاحب نعمت ما است. ما هر چه داریم، از او است و به او محتاجیم. ارتباط با خدا دل را آرام می کند و قدرت تحمل مشکلات را بیشتر می سازد. توصیه ما آن است که به وسوسه شیطان اعتنا نکنید و به نماز خود اهمیت دهید و با خدا بیشتر ارتباط برقرار کنید و از او کمک بخواهید. بدانید قطعاً خداوند بهترین حامی و پشتیبان است.
گفت پیغمبر اگــر کـــــوبی دری عاقبت زان در برون آید سری
4ـ واقع بینی: در مواردی تحلیل نادرست از وقایع، منشأ خود کم بینی است، مثلاً در حالی که بیست سال بیش تر ندارید، ازدواج نکردن را برای خود بسیار مهم جلوه داده اید، در صورتی که این موضوع هر چند نامطلوب است، اما خواه ناخواه جامعه با پدیدة تأخیر در ازدواج رو به رو شده، به طوری که سن ازدواج در سال های اخیر افزایش یافته است و سن ازدواج دختران به بیست و پنج سال رسیده است. بنابراین معضل مذکور مختص شما نیست تا برای آن نگران شوید. قطعاً هم کلاسی هایتان نیز سرنوشت شما را دارند و بعید می دانیم که همه آن ها احساس شما را داشته باشند. پس با این واقعیت کنار بیایید و با ارتباط معنوی با خدا و پیامبر و اهل بیت،‌ دعا و توسل، ورزش، اشتغال و پرهیز از بیکاری، تفریح و سرگرمی سالم،‌ این دوره گذرا را پشت سر بگذارید.
نکتة دیگر نداشتن خواستگار مناسب است. قبول داریم که در اوضاع فعلی انتخاب همسر مناسب مشکل شده است و از طرفی در عرف مردم زن به خواستگاری مرد نمی‌رود، ولی به شکل غیر مستقیم می توانید این کار را انجام دهید،‌ مثلاً خود را در جلسات زنانه نشان دهید و یا دوستان دختر بیش تری برای خود انتخاب کنید و از آن‌ها کمک بخواهید و در گفتگو ها آمادگی خود را برای ازدواج اعلام نمایید. در این‌باره مادرتان نقش بسیار مهم و تعیین کننده‌ای دارد. اگر خواستگار مناسبی آمد، با مادرتان صحبت کنید و در تصمیم خود جدی باشید و این تصمیم را به پدرتان بگویید. در صورت مخالفت پدر، از فامیل با نفوذ کمک بگیرید.
----------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
(1) محمد تقلی فلسفی، کودک، ج 2، ص 512.
(2) اصول کافی، ج 3، ص 358.
(3) محمد جعفر امامی، بهترین راه غلبه بر نگرانی ها، ص 212.
(4) تفسیر برهان، ج 1، ‌ص 377

چرا باید دختر باشم؟

نمی‌دانیم منظورتان از سؤال چیست؟ آیا از قانون وراثت و زیست‌شناسی سؤال می‌کنید یا دختر بودن را عیب می‌دانید؟
چه چیزی در دختر بودن شما را نگران می‌کند؟ بله قبول داریم اگر انسان نتواند حقیقت خود را درک کند، یا ارزش و شخصیت خود را بشناسد، برای او مشکل خواهد بود. انسان اگر نتواند زیبایی‌های وجود خود و جنبه مثبت وجودش را بیابد و تنها به کاستی‌ها نگاه کند و صرفاً در پی مقایسه خود با دیگران یا جنس خود با جنس دیگر باشد و به ارزش وجودی و آنچه که دارد، آگاه نشود، زندگی برای او سخت و جانکاه خواهد بود. البته اینجا دیگر مشکل، جنسیت (زن یا مرد بودن ) نیست ، مشکل آن است که خود را پیدا نکرده است.
ممکن بود اگر خداوند شما را پسر خلق می‌کرد و مشکلات پسران را تجربه می‌کردید، باز می‌پرسیدید که چرا خداوند شما را پسر خلق کرده است، ولی به جای طرح سئوالاتی از این قبیل باید بدانیم مشکل در پسر یا دختر بودن نیست، زیرا هر دو در انسان بودن مشترکند و ارزش‌های انسانی به جنبه جنسی و جسمانی بر نمی‌گردد، بلکه کمالات و شخصیت انسانی است که قابل دسترسی برای هر دو می‌باشد.
در جامعه امروز ما، دختران مانند پسران و بلکه در مواردی جلوتر از آنان، مراحل ترقی و پیشرفت را طی می‌کنند و چیزی از پسران کم ندارند تا آروز کنید ای کاش پسر بودید یا چرا دختر هستید؟!
شما باید استعدادهای درونی خود را شناسایی کنید و به دختر بودن خود افتخار کنید. استعدادها و کمالات و ارزش‌ها را در وجود خود بارور ساخته و نمایان کنید، تا حس احترام به خودتان را برای دیگران ایجاد کنید؛ برای این منظور باید اول خودتان برای خود ارزش بگذارید و احترام نمایید تا احترام و ارزش‌گذاری دیگران را جلب کنید.علاقه‌های خود را بازشناس و تلاش کنید که روز به روز پیشرفت‌های تازه‌ای داشته باشید، در غیر این صورت چنین پرسش‌هایی،‌ مشکلی از شما را حل نخواهد کرد.
به جای نگاه به آنچه ندارید و به جای منفی بافی،‌نگاه مثبت به خودتان داشته باشید. به آنچه که دارید و هستید ، فکر کنید.
البته روحیه پرسش‌گری قابل تقدیر و تحسین است و به هیچ وجه نمی‌خواهیم شما را از پرسش کردن منع نماییم، ولی بر این نکته تأکید می‌کنیم که در اسلام، مسئله‌ای به نام جنسیت مطرح نیست. زنان مانند مردان از شرافت و کرامت برخوردارند و از نگاه دینی، هیچ تفاوتی بین زن و مرد، دختر و پسر وجود ندارد.
زن و مرد (دختر و پسر) مکمل یکدیگرند و دوشادوش یکدیگر به فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و سیاسی می‌پردازند. در بسیاری از عرصه‌های علمی،‌دختران و پسران با یکدیگر رقابت دارند. و هر کدام به فراخور تلاش‌های خود به موفقیت‌های دست پیدا می‌کنند.
از طرف دیگر اگر بنا بود همه دختران مثل شما فکر کنند، در عالم طبیعت نباید دختر داشته باشیم.
در آن صورت واژه زیبایی به نام «مادر» با تمام رازهایی که در آن وجود دارد، نبود و اصلاً نسلی از بشر تداوم نمی‌یافت. پس با خواجه حافظ شیرازی بخوانیم:
خیز تا بر کِلک آن نقاش جان افشان کنیم کاین همه نقش عَجَب در گردش پرگار داشت

‌آیا اعمال نامشروع پدر پیش از ازدواج در آینده فرزندان تأثیر دارد؟

قرآن مجید می‌فرماید: «آن‌ها که از موضع آیندۀ فرزندان خود می ترسند، باید از خیانت دربارۀ یتیمان وآزار آن‌ها بترسند».(1) از این آیه استفاده می شود که اثر زیانبار بعضی از گناهان تنها متوجه گناهکار نیست، بلکه شامل حال دیگران نیز می‌گردد. دلیلش آن است: «کارهایی که افراد در اجتماع مرتکب می‌شوند، تدریجاً شکل یک سنت به خود می‌گیرد و به نسل‌های آینده منتقل می‌شوند، بنابر این آن‌ها که اساس ظلم و ستم بر ایتام را در اجتماع می‌گذارند، بالاخره روزی این بدعت غلط دامان فرزندان خود آن‌ها را خواهد گرفت. در حقیقت این موضوع یکی از آثار وضعی و تکوینی اعمال آن‌ها است و اگر به خداوند نسبت داده می‌شود، به خاطر آن است که تمام آثار تکوینی و خواص علت و معلول به او منسوب است و به هیچ وجه ظلم و ستمی از ناحیه خداوند بر کسی نخواهد شد. خلاصه هنگامی که پای ظلم و ستم در اجتماع باز شد، پای ظالم و فرزندان او را هم خواهد گرفت».(2)
دنیا جای مکافات است:
از مکافات عمل غافل مشو،
گندم از گندم بروید، جو ز جو
البته این موضوع در صورتی است که گناهکار توبه نکرده باشد اما اگر توبه واقعی کرد، تمام آثار گناه محو خواهد شد.
از طرف دیگر عکس این قضیه را نیز در داستان حضرت خضر(ع) و حضرت موسی(ع) می‌بینیم. وقتی که این دو با دیوار کج مواجه شدند، حضرت خضر به موسی گفت: این دیوار را باید از نو بسازیم، حضرت موسی ناراحت شد و گفت: آن‌ها به ما غذا ندادند، حالا برای آن‌ها کارگری کنیم؟! حضرت خضر فلسفه کارش با چنین بیان کرد: آن دیوار به دو بچه یتیم تعلق داشت و گنجی زیر آن بود. و پدر این دو بچه مردی شایسته و خدمتگذار به دیگران بود، به همین جهت از جانب خدا دستور داشتم تا دیوار را خراب کرده و از نو بسازم تا قبل از بزرگ شدن بچه‌ها دیوار خراب نشود و گنج زیر آن را دیگران تصرف نکنند.(3)
از مجموع مطالب استفاده می‌شود که عمل خوب و بد پدر بر آیتیه فرزندان تأثیر دارد. البته لازم نیست عمل پدر، فرزند بلاواسطه را تحت تأثیر قرار دهد. در پاره‌ای از روایات می‌خوانیم آن مرد صالح در داستان پیش گفته پدر بلاواسطه یتیمان نبود، بلکه از اجداد دورش محسوب می‌شد.(4)
ممکن است این سؤال پیش آید که ِآیا تأثیر عمل پدر بر فرزند با عدل الهی سازگار است؟ در پاسخ باید گفت: مکافات طبیعی، نتیجه و لازمۀ عمل است. برخی از اعمال در دنیا نتایج خود را نشان می‌دهد و به اصطلاح کِشته‌ها درو می‌گردد.
هر چند محاسبه دقیق و مجازا ت کامل در آخرت انجام می‌گیرد. کارهایی که مربوط به مخلوق خدا است، خواه نیکی و خدمت به خلق باشد یا بدی و صدمه به مردم، غالباً در دنیا پاداش و کیفری دارد، بی آن که چیزی از جزای اخروی کاسته شود.(5)
بنابر این گناه اثر وضعی دارد که خواه ناخواه تأثیر خود را می‌گذارد. کیفر قانونی نیست تا کسی بگوید پدر ظلم کرده، چرا فرزند باید کیفر ببیند؟! به عبارت دیگر : رابطه عمل و عکس‌العمل چنین امری را اقتضا می‌کند.
این جهان کوه است و فعل ما ندا باز آید سوی ما از کُِه صدا
البته در مقام تکلیف بر انسان‌ها، آن چیزها هم لحاظ می‌شود، یعنی هر انسانی بر اساس توانایی‌ها و استعداد‌های ویژه ای که دارد (که بعضاً از پدران به ارث رسیده) تکلیف می‌شود.
هم چنین نباید چنین بیندیشیم که هرگاه صدمه و مصیبتی بر یک فرد یا یک گروه وارد شد، حتماً مکافات اعمال آن‌ها است، زیرا مصائب این جهان فلسفه‌های دیگری هم دارد. آن چه معتقد هستیم، این است که در جهان فی الجمله مکافات عمل هم وجود دارد».(6) نکته مهم دیگر آن است که این حکم شامل همۀ کارهای خوب و بد پدر نمی‌شود. اجمالاً بر بعضی از کارها مانند ظلم و پامال کردن حقوق دیگران چنین حکمی مترتب است.
پی نوشت:
1 – نساء (4)، آیه 9.
2 – تفسیر نمونه ، ج 3، ص 280.
3 – کهف(18)، آیه 82.
4 – تفسیر نمونه، ج 12، ص 519.
5 – استاد مطهری، مجموعه آثار، ج 1، ص 228.
6 – همان، ص 229.

می‌خواهم بدانم دخترها تا چه حد در ازدواج حق انتخاب دارند.

پرسش: می‌خواهم بدانم دخترها تا چه حد در ازدواج حق انتخاب دارند. از این که می‌گویند دختران پرده بکارت دارند، می‌دانم راست است،‌ولی اگر برخی نداشته باشند، دلیلش چیست؟ در صورتی که آنان، هیچ کاری انجام نداد‌ه‌اند کسانی که هیچ گناهی ندارند، چرا باید از زندگی محروم باشند؟
پاسخ:
اسلام به طور مطلق حق انتخاب همسر را به دختران داده و در این امر آزادند، چرا که آنان نسبت به آینده، باید تصمیم بگیرند.
عقد نکاح و ازدواج بدون اذن و رضایت دختر صحیح نیست، حتى اگر دختر مجبور شود و قبول کند، اثر شرعی ندارد و احتیاج به طلاق هم ندارد. تصمیمی که پدر یا دیگران برای دختر می‌گیرند، صحیح نیست(1)، بنابر این ازدواج دختر و پسر در صورتی صحیح است که دختر در انتخاب همسر آینده خود کاملاً آزاد باشد و با میل و رغبت تن به ازدواج دهد. البته دختر باکره در عین حالی که در انتخاب همسر آزاد است، بدون اجازه ولیّ (پدر) نمی‌تواند ازدواج کند، چون چه بسا ممکن است به دلیل عدم تجربه و غلبه احساسات یا دلایل دیگر درست انتخاب نکند از این رو از تجربه بزرگ‌تر استفاده می‌کند.
طبق گفته پزشکان، پرده بکارت در اکثر دختران تا هنگام ازدواج باقی می‌ماند، ولی در بعضی دیگر به واسطه امر ساده‌ای ممکن است زائل شود، مانند تصادف، ورزش، سوار شدن بر دوچرخه و موتور و پرت شدن از روی بلندی که به طور معمول و شایع در زمان کودکی انجام می‌هند، یا ممکن است نوع پرده بکارت آنها متفاوت از دیگران باشد. بنابر این جای هیچ گونه اضطراب و نگرانی نیست و مطرح کردن پیش این و آن هم لازم نیست. در این موارد با معاینه پزشک متخصص می‌تواند تشخیص دهد که پرده بکارت بر اثر نزدیکی زائل شده یا بر اثر موارد دیگر که مطرح شد.
چنانچه دختری احساس کرد پرده بکارتی که در دیگران معمول است، ندارد، اگر لازم شد به پزشک متخصص زنان مراجعه کند تا بررسی لازم به عمل آید و از او گواهی بگیرد. این مسئله را اگر کتمان کند و به خواستگارش نگوید، مشکلی ندارد. اگر پس از ازدواج از طرف همسر مطرح شد، گواهی پزشکی اش را ارائه دهد.
پی‌نوشت‌ها:
1ـ آیةالله فاضل، جامع المسائل، ج 1، ص 408، مسئله 1443.

چه راهکارهای عملی و کاربردی برای تحکیم محبّت زن و شوهر وجود دارد ؟

نکات زیر می‏تواند پاسخی باشد برای همه زوج‏های جوان كه سال های اولیه زندگی مشترك خود را می گذرانند:
1 . با مطالعه كتب مربوط به انتخاب همسر، آیین همسرداری، چگونگی ایجاد ارتباط با دیگران و نیز شركت در جلسه‏های آموزش خانواده دانش و مهارت خود را در این زمینه افزایش دهید .
2 . با همدلی، همفكری، همكاری و مشورت با یكدیگر درباره مسائل مختلف میان اعضای خانواده روابط سالم پدید آورید .
3 . هر یك از زوجین دیگری را نزدیك‏ترین و محرم‏ترین فرد بداند و او را نیمه تن، حامی و پشتیبان خود تلقی كند .
4 . با یادگیری مهارت‏های ارتباطی نظیر فعالانه به حرف‏های یكدیگر گوش كردن، احترام به نظرها و عقاید یكدیگر و تشریك مساعی و مشورت كردن روابط خود را بهبود بخشید .
5 . تلاش کنند تا باایجاد كانونی گرم و صمیمی، تمام اعضای خانواده به ویژه زن و شوهر مسؤولیت رسیدن به تفاهم را پذیرا شوند .
تا كه از جانب معشوق نباشد كششی كوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد
6 . هنگام اختلاف نظر یا سوء تفاهم، به جای سرزنش كردن یكدیگر یا تفسیر نادرست، به شناسایی مساله و یافتن راه حل آن بپردازید و در صورت لزوم كمك و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب كنید .
7 . برای رسیدن به ا منیت روانی وعاطفی در روابط زناشویی داشتن صداقت، پذیرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهید .
8 . در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستین فرصت ممكن به حل و فصل آن بپردازید تا به فرآیندی مخرب و پیشرونده تبدیل نشود .
9 . به هر طریق ممكن رفتارهای مطلوب همسرتان را مورد توجه و تایید قرار دهید; به گونه‏ای كه همسرتان بفهمد برایش ارزش قائل هستید .
10 . تشویق و تایید و بیان نكات مثبت‏به طور آشكار یا در جمع باشد و تذكر نكات منفی و انتقاد به طور محرمانه و در تنهایی صورت گیرد .
11 . برای خصوصیات و نیازمندی‏های یكدیگر ارزش قائل شوید و در روابط كلامی، عاطفی، اقدام‏ها و تصمیم‏گیری‏ها به افكار و خواسته‏های همسرتان توجه كنید .
12 . اگر رفتار خاصی برای شما مبهم است، ساده‏ترین راه این است كه از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسید و با روش مسالمت‏آمیز، صمیمانه و خوش بینانه موضوع را روشن كنید .
13 . خشونت همسرتان را با خشونت پاسخ ندهید . خشونت را با سكوت پاسخ گویید و در موقعیتی مناسب درباره مساله مورد نظر به بحث و گفت و گو بپردازید .
14 . بكوشید در سراسر زندگی، به خصوص در روابط بین خود و همسرتان، به جای هر گونه پیش‏داوری یا مشاهده اشكالات و ضعف‏ها نقاط مثبت و قوت را ببینید; به عبارت دیگر، به جای توجه به نیمه خالی لیوان به نیمه پر آن توجه كنید .
15 . سعی كنید در برنامه ریزی برای فعالیت‏های اجتماعی، اوقات فراغت، دید و بازدیدهای خانوادگی و نظایر آن به مشورت كردن با یكدیگر بپردازید و از یك جانبه نگری بپرهیزید .
16 . در هر فرصتی كه پیش می‏آید، با همسر و اعضای خانواده‏تان ارتباط كلامی و عاطفی برقرار كنید . شایان ذكر است زن‏ها از صحبت كردن با همسرشان بیش‏تر لذت می‏برند . بنابراین، مردان باید فعالانه به سخنان همسرانشان گوش كنند و واكنش مناسب نشان دهند .
17 . اگر هر یك از زوجین در شرایط خاصی نمی‏تواند به سخنان همسرش گوش كند، باید صادقانه و صمیمانه این موضوع را به وی انتقال دهد، و تقاضا كند صحبت كردن درباره آن موضوع را به فرصتی دیگر واگذارد .
18 . هر از چند گاهی زوجین در فضایی محرمانه، محبت‏آمیز و صمیمانه به ارزیابی رفتار و روابط یكدیگر بپردازند و از یكدیگر بپرسند، چه باید كرد تا روابطمان بهتر و بانشاطتر شود؟
19 . همیشه، در رویارویی با مسائل و مشكلات خانوادگی، خود را در وضعیت طرف مقابل قرار دهید و با قبول مسؤولیت‏خود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روی آورید .
20 . در روز یا در هفته زمان مشخصی را برای گفت و گو درباره مسائل و مشكلات و به اصطلاح درد دل كردن با همسرتان اختصاص دهید .
21 . از داشتن نگرش‏های آرمان گرایانه و شاعرانه در مساله ازدواج و روابط زناشویی و نیز انتظارات غیر واقع بینانه اجتناب كنید .
22 . ارتباط زوجین باید از هر گونه سوء ظن و حدس نادرست وغیر واقع بینانه دور باشد . اگر موضوع و مساله‏ای ذهن یكی از زوجین را به خود مشغول كرده است، باید آن را به صراحت و صادقانه مطرح كند و درستی و نادرستی اش را با همسرش مورد بررسی قرار دهد .
23 . هر یك از زوجین باید زمینه‏های بروز سوء تفاهم‏ها و سوء ظن‏ها را از بین ببرد و از رفتارهایی كه موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن می‏شود، خودداری كند .
24 . هر یك از زوجین باید بكوشد با روان‏شناسی همسرش آشنا شود تا بداند زن یا مرد به چه اموری بها می‏دهد و نظام ارزشی‏اش چگونه است; برای مثال معمولا زن به وابسته بودن، كسب امنیت عاطفی و مورد حمایت واقع شدن اهمیت می‏دهد و مردان می‏خواهند مستقل و خود مختار باشند و آزادی عمل را دارای ارزش می‏دانند .
25 . زن و شوهر از مسخره كردن یكدیگر و گفتن سخنان طعنه‏آمیز و دو پهلو جدا پرهیز كنند .
26 . از رفتارهایی نظیر متلك، تحقیر، سرزنش و به رخ كشیدن یكدیگر كه موجب افزایش مقاومت‏های روانی در طرف مقابل است، جدا باید پرهیز شود .
27 . در سراسر زندگی، از جمله در زندگی خانوادگی، بكوشید به نقاط مثبت، موهبت و نعمت هایی كه در اختیار دارید بیندیشید نه به اموری كه در اختیار ندارید .
28 . از خطاهای یكدیگر سریعا بگذرید و خطاهای همدیگر را تحمل كنید .
29 . بایادآوری برخی ایام مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظایر آن و دادن هدیه‏هایی هر چند كوچك (مثل یك شاخه گل) به طور نمادین یا سمبلیك عشق و علاقه خود را به همسرتان اعلام كنید .
30 . خود را در برابر همسرتان آراسته و پاكیزه و جالب توجه نگه دارید از پریشانی و وضع نامرتب بپرهیزید .
31 . در انتخاب دوست و برقراری روابط دوستانه و معاشرت‏های خانوادگی با زوج‏های دیگر دقت كنید و این امور را با توافق یكدیگر انجام دهید .
32 . از هر گونه رفتاری كه به مرد سالاری یا زن سالاری می‏انجامد، پرهیز كنید .
33 . خطای یكدیگر را در حضور دیگران، فرزندان، آشنایان، والدین یكدیگر و . . . بازگو نكنید .
34 . هرگز همسرتان را با زن یا مرد دیگر مقایسه نكنید .
35 . از رفتارهای مطلوب همسرتان تشكر كرده، او را تشویق كنید و انگیزه تكرار آن رفتار را بیش‏تر سازید .
36 . از تصمیم‏های نادرست و غیر منطقی و كلی‏گویی‏های منفی و شكل‏گیری افكار منفی درباره همسرتان شدیدا پرهیز كنید .
37 . حتی‏المقدور به قول‏هایی كه به همسرتان داده‏اید عمل كنید تا به سلب اعتماد و احساس فریب خوردگی نینجامد .
38 . از نسبت دادن القاب و زدن برچسب‏های ناگوار و نامطلوب مانند بدقول، زرنگ، شلخته، كله‏شق، یك دنده، لجباز و خودخواه به یكدیگر پرهیز كنید .
39 . در مواردی كه غمگینی و افسردگی و یا عصبانیت زن یا شوهر شدت می‏یابد و احتمال اختلال در كار سیستم عصبی یا غدد درون‏ریز به ویژه غده تیروئید وجود دارد، در نخستین فرصت‏به پزشك متخصص مراجعه كنید تا از عادی بودن ترشح غدد از جمله غده تیروئید مطمئن شوید .
40 . برای داشتن یك زندگی با نشاط و موفق خوب بیندیشید، وقت‏بگذارید، احساس مسؤولیت كنید، موانع ارتباط سالم را از میان بردارید و به عوامل ایجاد كننده روابط سالم توجه كنید

چگونه مى‏توان از منظر وحدت و کثرت، و نگرش توحیدى و با توجه به آیه 30 سوره روم ثابت کرد آرامش درونى پ

در مورد اصطلاح وحدت در کثرت باید گفت: اصطلاحى فلسفى و عرفانى است که مباحث بسیارى در آن صورت گرفته است.
بنابر عیقده ملا صدرا (از فیلسوفان بزرگ جهان اسلام) همه موجودات عالم هستى، در عین تکثر، وحدتى درون خود دارند و آن وحدت بر اساس اصالت وجود است. موجودات مختلف، مراتب گوناگون یک هستى و وجودند و اختلاف موجودات به بودن آن‏ها در مرتبه خاصى از عالم هستى است، یعنى اختلاف موجودات به اشتراک آن‏ها است. اختلاف آن‏ها در اصل وجود و هستى و اشتراک شان نیز در همان حقیقت وجود است.
و تمایز و جدایى یک موجود از موجود دیگر به این است که چه مقدار از وجود و هستى بهره‏مند است.
بر این اساس نظام توحیدى جهان نیز معنا مى‏یابد، هیچ یک از موجودات هستى متباین و جداى از ذات بارى تعالى نیستند و در عین حال، متفاوت با او هستند، و این فرایند یادآورى فرمایش امیرالمؤمنان (ع) در خطبه اوّل نهج البلاغه (خطبه توحید و اخلاص) است که خداوند با هر موجودى است، نه این که ممزوج با آن‏ها باشد، وجداى از هر موجودى است، نه این که مباین و مفارق با آن باشد.
اگر مقصود از وحدت و کثرت، همان باشد که بیان شد، ارتباط خاصى با موضوع ازدواج و در کنار هم بودن زن و مرد و آرامش بخشى (که در قرآن به آن اشاره شده) به نظر نمى‏رسد.
پ، سکون و آرامش (که در سوره روم بیان شده است: »از نشانه‏هاى خدا این است که همسرانى از جنس خودتان آفرید تا در کنار آن‏ها آرامش یابید« (1) از چندین منظر قابل بررسى است:
اوّلا آرامش به گونه کلى و مطلق بیان شده است، یعنى این نوع سکون و آرامش براى هر یکى از مردان و زنانى که به ازدواج روى مى‏آورند و با جنس مخالف تشکیل خانواده دهند، وجود دارد، چه ازدواج مسلمان باشد یا غیر مسلمان و بنابر این دلیلى وجود ندارد که آیه را براى مسلمانان یا کسانى که به طریق اسلامى ازدواج کرده‏اند، تخصیص دهیم.
دوم: مسئله سکون و آرامش با آن چه در برخى دیگر از آیات الهى به نام آرامش قلب و اطمینان بیان شده (که با ذکر و یاد خداوند حاصل مى‏شود) متفاوت است.
هر یک از زن و مرد با نقصى و نیازى که به طرف مقابل دارند و تنها در صورتى به سکون مى‏رسند که ازدواج محقق شود. در غیر این صورت هیچ گاه نقص و نیاز بر طرف نخواهد شد، نیز فشارى که از ناحیه نیاز جسمی و روحى احساس مى‏کنند، بر طرف نشده و آن‏ها را دچار تشویش و اضطراب مى‏کند، تنها در صورت به هم پیوستن زوجین و بر طرف نمودن نیاز جسمى و روانى همدیگر است که به آرامش دست مى‏یابند، خواه مؤمن باشند یا کافر.
عقیده ربطى به ازدواج اسلامى و غیر اسلامى ندارد. اما از نگاه دیگر تهها با یاد خداوند است که انسان به آرامش برتر و اطمینان قلب دست مى‏یابد به این اساس ازدواج بر مبناى دینى و اسلامى معنایى دیگرى مى‏یابد. در این نگاه ازدواج صرفاً ارضاى غریزه جنسى نیست، انسان مى‏تواند در این جا از نیاز خود به جنس مقابل، متوجه نیازمندى خویش شده و از دام خود خواهی و خودپرستى نجات یابد و در قدم بالاتر متوجه موجود بى نیاز مطلق شود، یعنى کسى که انسان را موجود نیازمند قرار داد تا مغرور به خویشتن نشود، انسانى که نیازمند به موجودى مانند خود است و تنها در وصال و رسیدن به او مى‏تواند، به سکون و آرامش دست یابد، چگونه به موجود بى نیاز مطلق که همه چیز از او است، نیازمند نباشد؟! در این منظر که ذکر و یاد خدا را به همراه دارد، به آرامش برترین یعنى اطمینان قلب دست مى‏یابد. سکون و آرامش در ازدواج از نگاهى دیگر نیز قابل بررسى است.
از آن جا که نیاز جنسى یکى از قوى‏ترین نیازهاى انسان است، مى‏توان با ازدواج موفق این غریزه سرکش را مهار و کنترل کرد، اگر انسان ازدواج نکند، دچار تشویش خاطر مى‏شود، در نتیجه تعادل رفتارى خود را از دست خواهد داد، نتیجه عدم تعادل، اضطراب و نبود آرامش است یکى از مهم‏ترین عوامل ناآرامى در جوان، نداشتن همسر است. وجود همسر سازگار مهم‏ترین عامل آرامش بخش است، البته براى کاهش و فرو نشاندن شهوات راه هایى وجود دارد، از جمله روزه گرفتن و پرهیز از غذاهاى مقوى و شهوت انگیز، ولى این راه‏ها موقتى است و انسان را به آرمش کامل نمى‏رسانند هم چنین تنها ارضاى شهوت به انسان آرامش نمى‏بخشد، بلکه همسر نوعى دوست و همدم است، پس آرامش بخشى او چند برابر و دو سویه است. (2)
راز دیگر آرام بخشى ازدواج در این است که موجب تقویت جنبه‏هاى روحى و روانى است، بهبود وضع روحى و روانى به آرامش فرد منجر مى‏شود. آرامش بخشى همسر در روان‏شناسى و تجربه به اثبات رسیده است، ساپنیگتون مى‏گوید: افراد متأهل از لحاظ روانى و جسمانى نسبت به افراد مجرد کارکرد بهترى دارند، احتمالاً به خاطر حمایت دوجانبه‏اى که در ازدواج به چشم مى‏خورد. (3) محیط گرم و روح افزاى خانواده، امنیت خاطر افراد را بیشتر مى‏کند و تکیه گاه مطمئنى براى ایجاد آرامش خواهد بود. نکته دیگر آن است که ازدواج موفق، ایجاد دوستى و رابطه عمیق عاطفى بین زن و شوهر است. هر انسانى در طول زندگى خود به همدم و همراز و محرم اسرار نیازمند است، محرمى که بتواند نزدیک فرد بوده و در طول زندگى همراهى اش کند و هنگام اضطراب و گرفتارى‏ها آرامش بخش او باشد. این مهم فقط از ناحیه همسرى مهربان و دلسوز تامین مى‏شود، اگر چه دوستان نیز مى‏توانند چنین اثرى را داشته باشند، اما همسر فداکار نزدیک‏ترین فرد به انسان است. نمونه چنین ایثارگرى‏ها را فقط میان زن و شوهر مى‏توان دید. همچنین مردان به طور مستقیم در جامعه با ناملایمات کارى و مشاغل سخت روبرو هستند، از این جهت مى‏طلبد هنگام بازگشت به خانه با کانون گرم و عاطفه‏مندى روبرو شوند که بیش از هر چیزى آرامش بخش باشد، نیاز به امنیت خاطر، احتیاج به معاشرت، نیاز به درد دل، به تشویق و تمجید نیز مقبولیت و جلب توجه، نیاز به محبت، اگر به درستى و به موقع ارضا نشوند و از جاده اعتدال خارج گردند، (افراط و تفریط) زیان‏هاى فراوانى را در زندگى فردى و اجتماعى پدید مى‏آورند، محبت کردن و محبت دیدن، تعادل روانى زن و مرد را فراهم مى‏سازد.
نکته آخر: ازدواج منشأ حفظ و نگه دارى شخص از انحرافات و بزهکارى‏هایى است که مى‏توان در دوران عزبگى به سراغ او آید. زندگى در حال تجرد با خطرات ناخواسته‏اى همراه مى‏شود. کشیده شدن به سمت انحرافات اخلاقى، نتیجه مجرد زیستن است، زیرا مجرد چون آرامش نخواهد داشت هیچ گونه مسئولیتى را نسبت به خود و دیگران احساس نخواهد کرد، همین مسئله موجب مى‏شود فعالیت و انرژى خود را در مسائل انحرافى صرف کند، به همین دلیل است که پیامبر گرامى (ص) فرمود: «عزب‏ها (افراد مجرد) برادران شیاطین هستند». (4)
نقش آرامش بخشى ازدواج که در یک کلمه »لتسکنوا«(سوره روم آیه 21) آورده شده است، در عمل دیده مى‏شود، متأهلان کمتر به ناسازگارى‏هاى اجتماعى و بیمارى‏هاى روانى، از جمله خودکشى و انحرافات جنسى دچارند، در صورتى که بین مجردان فراوان‏تر است. (5) خواهر محترم! بحث در این باره فراوان و پاسخ گسترده به مجال بیشترى نیاز دارد، ولى منابع مختلفى در این زمینه وجود دارد که به بعضى از آن اشاره مى‏شود:
1 - ازدواج، دکتر پاک نژاد.
2 - اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، (ج 2)، نوشته دکتر پاک نژاد
3 - بهداشت ازدواج، دکتر صفدر صانعى
4 - همسران برتر، دکتر غلام رضا افروز
5ـ جوان و آرامش روان به کوشش علی نقی فقیهی.
پی نوشت ها:
1 - روم (30) آیه 21.
2 - جوان و آرامش روان، به کوشش على نقى فقیهى، ص 135.
3 - همان، ص 136.
4 – بحارالانوار، ج 100، ص 221.
5 - شهید پاک نژاد، اولین دا نشگاه و آخرین پیامبر، ج21، ص 79.

چگونه مى‏توان ثابت کرد آرامش درونى پیامد ازدواج اسلامى است؟

در سوره روم بیان شده است: از نشانه‏هاى خدا این است که همسرانى از جنس خودتان آفرید تا در کنار آن‏ها آرامش یابید. (1) این سکون و آرامش از چندین منظر قابل بررسى است:
اوّلا آرامش به گونه کلى و مطلق بیان شده است، یعنى این نوع سکون و آرامش براى هر یکى از مردان و زنانى که به ازدواج روى مى‏آورند و با جنس مخالف تشکیل خانواده دهند، وجود دارد، چه ازدواج مسلمان باشد یا غیر مسلمان و بنابر این دلیلى وجود ندارد که آیه را براى مسلمانان یا کسانى که به طریق اسلامى ازدواج کرده‏اند، تخصیص دهیم.
دوم: مسئله سکون و آرامش با آن چه در برخى دیگر از آیات الهى به نام آرامش قلب و اطمینان بیان شده (که با ذکر و یاد خداوند حاصل مى‏شود) متفاوت است.
هر یک از زن و مرد با نقصى و نیازى که به طرف مقابل دارند تنها در صورتى به سکون مى‏رسند که ازدواج محقق شود. در غیر این صورت هیچ گاه نقص و نیاز بر طرف نخواهد شد، نیز فشارى که از ناحیه نیاز جسمی و روحى احساس مى‏کنند، بر طرف نشده و آن‏ها را دچار تشویش و اضطراب مى‏کند، تنها در صورت به هم پیوستن زوجین و بر طرف نمودن نیاز جسمى و روانى همدیگر است که به آرامش دست مى‏یابند، خواه مؤمن باشند یا کافر.
اما از نگاه دیگر تنها با یاد خداوند است که انسان به آرامش برتر و اطمینان قلب دست مى‏یابد. بر این اساس ازدواج بر مبناى دینى و اسلامى معنایى دیگرى مى‏یابد. در این نگاه ازدواج صرفاً ارضاى غریزه جنسى نیست، انسان مى‏تواند در این جا از نیاز خود به جنس مقابل، متوجه نیازمندى خویش شده و از دام خود خواهی و خودپرستى نجات یابد و در قدم بالاتر متوجه موجود بى نیاز مطلق شود، یعنى کسى که انسان را موجود نیازمند قرار داد تا مغرور به خویشتن نشود، انسانى که نیازمند به موجودى مانند خود است و تنها در وصال و رسیدن به او مى‏تواند، به سکون و آرامش دست یابد، چگونه به موجود بى نیاز مطلق که همه چیز از او است، نیازمند نباشد؟! در این منظر که ذکر و یاد خدا را به همراه دارد، به آرامش برترین یعنى اطمینان قلب دست مى‏یابد. سکون و آرامش در ازدواج از نگاهى دیگر نیز قابل بررسى است.
از آن جا که نیاز جنسى یکى از قوى‏ترین نیازهاى انسان است، مى‏توان با ازدواج موفق این غریزه سرکش را مهار و کنترل کرد، اگر انسان ازدواج نکند، دچار تشویش خاطر مى‏شود، در نتیجه تعادل رفتارى خود را از دست خواهد داد، نتیجه عدم تعادل، اضطراب و نبود آرامش است یکى از مهم‏ترین عوامل ناآرامى در جوان، نداشتن همسر است. وجود همسر سازگار مهم‏ترین عامل آرامش بخش است، البته براى کاهش و فرو نشاندن شهوات راه هایى وجود دارد، از جمله روزه گرفتن و پرهیز از غذاهاى مقوى و شهوت انگیز، ولى این راه‏ها موقتى است و انسان را به آرمش کامل نمى‏رسانند هم چنین تنها ارضاى شهوت به انسان آرامش نمى‏بخشد، بلکه همسر نوعى دوست و همدم است، پس آرامش بخشى او چند برابر و دو سویه است. (2)
راز دیگر آرام بخشى ازدواج در این است که موجب تقویت جنبه‏هاى روحى و روانى است، بهبود وضع روحى و روانى به آرامش فرد منجر مى‏شود. آرامش بخشى همسر در روان‏شناسى و تجربه به اثبات رسیده است، ساپنیگتون مى‏گوید: افراد متأهل از لحاظ روانى و جسمانى نسبت به افراد مجرد کارکرد بهترى دارند، احتمالاً به خاطر حمایت دوجانبه‏اى که در ازدواج به چشم مى‏خورد. (3) محیط گرم و روح افزاى خانواده، امنیت خاطر افراد را بیشتر مى‏کند و تکیه گاه مطمئنى براى ایجاد آرامش خواهد بود. نکته دیگر آن است که ازدواج موفق، ایجاد دوستى و رابطه عمیق عاطفى بین زن و شوهر است. هر انسانى در طول زندگى خود به همدم و همراز و محرم اسرار نیازمند است، محرمى که بتواند نزدیک فرد بوده و در طول زندگى همراهى اش کند و هنگام اضطراب و گرفتارى‏ها آرامش بخش او باشد. این مهم فقط از ناحیه همسرى مهربان و دلسوز تامین مى‏شود، اگر چه دوستان نیز مى‏توانند چنین اثرى را داشته باشند، اما همسر فداکار نزدیک‏ترین فرد به انسان است. نمونه چنین ایثارگرى‏ها را فقط میان زن و شوهر مى‏توان دید. همچنین مردان به طور مستقیم در جامعه با ناملایمات کارى و مشاغل سخت روبرو هستند، از این جهت مى‏طلبد هنگام بازگشت به خانه با کانون گرم و عاطفه‏مندى روبرو شوند که بیش از هر چیزى آرامش بخش باشد، نیاز به امنیت خاطر، احتیاج به معاشرت، نیاز به درد دل، به تشویق و تمجید نیز مقبولیت و جلب توجه، نیاز به محبت، اگر به درستى و به موقع ارضا نشوند و از جاده اعتدال خارج گردند، (افراط و تفریط) زیان‏هاى فراوانى را در زندگى فردى و اجتماعى پدید مى‏آورند، محبت کردن و محبت دیدن، تعادل روانى زن و مرد را فراهم مى‏سازد.
نکته آخر: ازدواج منشأ حفظ و نگه دارى شخص از انحرافات و بزهکارى‏هایى است که مى‏تواند در دوران عزبگى به سراغ او آید. زندگى در حال تجرد با خطرات ناخواسته‏اى همراه مى‏شود. کشیده شدن به سمت انحرافات اخلاقى، نتیجه مجرد زیستن است، زیرا مجرد چون آرامش نخواهد داشت هیچ گونه مسئولیتى را نسبت به خود و دیگران احساس نخواهد کرد، همین مسئله موجب مى‏شود فعالیت و انرژى خود را در مسائل انحرافى صرف کند، به همین دلیل است که پیامبر گرامى (ص) فرمود: «عزب‏ها (افراد مجرد) برادران شیاطین هستند». (4)
نقش آرامش بخشى ازدواج که در یک کلمه »لتسکنوا«(سوره روم آیه 21) آورده شده است، در عمل دیده مى‏شود، متأهلان کمتر به ناسازگارى‏هاى اجتماعى و بیمارى‏هاى روانى، از جمله خودکشى و انحرافات جنسى دچارند، در صورتى که بین مجردان فراوان‏تر است. (5) منابع مختلفى در این زمینه وجود دارد که به بعضى از آن اشاره مى‏شود:
1 - ازدواج، دکتر پاک نژاد.
2 - اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، (ج 2)، نوشته دکتر پاک نژاد
3 - بهداشت ازدواج، دکتر صفدر صانعى
4 - همسران برتر، دکتر غلام رضا افروز
5ـ جوان و آرامش روان به کوشش علی نقی فقیهی.
پی نوشت ها:
1 - روم (30) آیه 21.
2 - جوان و آرامش روان، به کوشش على نقى فقیهى، ص 135.
3 - همان، ص 136.
4 – بحارالانوار، ج 100، ص 221.
5 - شهید پاک نژاد، اولین دا نشگاه و آخرین پیامبر، ج21، ص 79.

چرا از نظر بعضی پدر و مادرها، عشق عیب است؟

عشق جاذبه و کشش قلبی انسان به سوی کمال و جمال است. زیبایی یکی از کمالات است و زیبایی مطلق خدا است، پس در واقع عشق، کشش قلب انسان به سوی خدا است .عشق، انسان را از خودخواهی نجات داده و او را متوجه بیرون از وجود خود می‌کند. اگر عشق انسان به دیگری، خالی از هوای و هوس باشد نشانه‌ای از عشق به کمال مطلق است، ولی بین عشق و هوای نفس شهوت‌گرایی فرق است ما خیلی از جوانان این دو را با یکدیگر اشتباه می‌کنند.
عشق، عامل تکامل بخش انسان و از جمله صفات والای آدمی است. اما هوای نفس عامل تباهی و سقوط انسان به شمار می‌رود.
هدف هوای نفس ارضای شهوت است، ولی هدف عشق ماندگاری و حضور معشوق است. عاشق می‌خواهد همه چیز حتى خود را فدا کند. اگر فردی نشانه‌ای از عشق را در دل خویش نسبت به فردی دیگر دارد، می‌باید در درجه نخست به معشوق خود بیندیشد، نه به خویشتن اگر برای ارضای تمایل خود،‌ معشوق را به شیوه‌های مختلف قربانی کند و دست به عملی می‌زند که آبروی وی را خدشه‌دار سازد،‌ مطمئن باشد که عشق نیست، بلکه کشش از نوع حیوانی است. چنین عشق‌هایی غالباً با ارضای غریزه جنسی، سرد و خاموش می‌گردد. این نوع عشق،‌عشق به صورت و ظاهر است، نه سیرت و باطن. شاید به همین خاطر مولانا گفته است:
عشق‌هایی کز پی‌رنگی شوَد عشق نَبْوَد، عاقبت ننگی بود
بنابر این عشق حقیقی، موجب رشد و عفت است اما هوای نفس موجب گناه و بی‌عفتی است. عاشق می‌خواهد پاک زندگی کند و به پاکی‌ها برسد.
پدر و مادرها با هوی و هوس وشهوت‌رانی و کشش‌های نفسانی مخالفند، نه عشق واقعی.
ازدواج: عشق کامل کننده ازدواج است، نه عامل آن. برای تشکیل خانواده می‌باید همخوانی بین دو انسان برای برآوردن تمامی نیازها در حد بالایی باشد. ازدواجی که بدون توجه به نیازهای گوناگون انسان، صورت می‌پذیرد و تنها بخواهد غریزه جنسی را تأمین نماید، زود به شکست خواهد انجامید.(1) اما اگر تمام جوانب مورد لحاظ قرار گیرد، دوستی و عشق نعمت بزرگ الهی است.
خداوند در قرآن فرموده است: «یکی از نشانه‌های او، آن است که از جنس خودتان، زوج‌هایی آفرید، تا در کنار او آرامش یابید و بین‌تان دوستی (عشق) و رحمت قرار داد».(2)
-----------------------------------------------------------------------------------
پی‌نوشت‌ها:
1ـ جوان و تشکیل خانواده، ص 38 ـ 32.
2ـ روم (30) آیه 21.

چرا دخترها با پسرها نمی‌توانند حتی با اصول شرعی و قانونی، آزادانه رفتار کنند؟

اگر تمام اصول شرعی و قانونی رعایت شود منعی از ارتباط دختران و پسران نخواهد بود وآن چه ممنوع است ارتباط دختر وپسر در خارج از محدوده شرع و قانون است ، مانند دوستی های خیابانی و ...
البته می پذیریم که در محیط های کوچک به دلیل اینکه هم دیگر را می شناسند محدودیت های زیادتری وجود دارد. وبعضی از پدر و مادر ها سخت گیری بیش تری می کنند. طبعا سخت گیری بیش از حد خانواده چندان مطلوب نیست و از نظرمدیران اجتماع نیز این مسئله باید مورد توجه قرار گیرد.
سوالی که اینجا پیش می آید آن است که اگر واقعا سخت گیری در جامعه ما ، از طرف خانواده یا نیروهای انتظامی و غیره زیاد است ، پس گسترش فساد و بی بند و باری در جامعه برای چیست؟
ما افرادی را می شناسیم ، یا نامه هایی که به دست ما رسیده و دختران گفتند : کاشکی مراقبت بیشتر از خود داشتم ، یا کاشکی خانواده بیشتر به من توجه می کرد و امروز به این مشکلات ( فریب خوردن) دچار نمی شدم.
با توجه به شرایط خاص دوران نوجوانی و جوانى، و خطرات جدی تمایلات آشکار و پنهان غرائز نفسانى، لازم است دختران و پسران روابط خود را از نظر کمی و کیفى تحت کنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ کنند. بنابراین:
اولاً، اگر ضرورتى ایجاب نمى‏کند حتّى الامکان چنین روابطى با نامحرم برقرار نشود و دختران در مقابل افراد نا محرم، رفتارى متکبّرانه و با وقار داشته باشند نه رفتارى صمیمانه. این که در احکام شرعى مى‏فرمایند در غیر ضرورت مکروه است مرد با زن هم صحبت شود، مخصوصاً مرد و زن جوان، به این دلیل است که چه بسا همین هم صحبت شدن ها، غرایز جنسى افراد را تحریک کند و یک اُلفت و محبّت شهوانى بین مرد و زن ایجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطه‏ور شدن در انحراف و فساد شود.
در هر حال انسان باید دقیقاً درون خود را بکاود و باطنش را عمیقاً مطالعه کند که مثلاً صحبت کردن با افراد نامحرم (یک پسر) چه ضرورتى براى او دارد و هدفش چیست؟
مطمئنا انسان اگر صادقانه با خود بیندیشد ، بهترین قضاوت را در مورد خود خواهد داشت.
ثانیاً: در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم تا آنجا که به شکستن حریم احکام دین منجر نشود، اشکالى ندارد. بنابراین، گفتگو و نگاه‏هاى متعارف بدون قصد لذّت و شهوت ، اشکالى ندارد. امّا با این حال، حتّى الامکان لازم است در برخورد و گفتگو، هنجارهاى شرعى زیر رعایت شود:
1- از گفتگوهاى تحریک کننده پرهیز شود.
2- از نگاه‏هاى آلوده و شهوانى خوددارى شود.
3- حجاب شرعى رعایت شود.
4- قصد تلذّذ و ریبه در کار نباشد.
5- دو نفر نامحرم در محیط بسته، تنها نمانند.

پسر و دختری عاشق هم شوند و قصدشان هم ازدواج باشد، بی آنکه کارهای نامشروع یا سخنان تحریک کننده شهوت د

خداوند می‌فرماید: «یکی از آیات و نشانه‌های خداوند این است که از جنس خودتان، زوج‌تان را آفرید تا با هم انس گیرید و بین شما دوستی و مهربانی برقرار کرد و در این امر، آیات و نشانه‌های الهی برای کسانی است که تفکر و اندیشه کنند».(1)
خواهر گرامی! همان گونه که در آیه آمده، دوستی و محبت انسان به جنس مخالف، از آیات و نشانه‌های خداوند دانسته شده است، بنابراین ازدواجی که در آن علاقه و محبت نباشد، فایده نداشته و ارزشمند نیست و پایدار نمی‌ماند. اما سخن در مورد عشق و علاقه پیش از ازدواج است. واقعیت آن است که قضاوت کردن در مورد علاقه و ارتباط دختر و پسر پیش از ازدواج کار آسانی نیست، زیرا غالباً این نوع ارتباط‌ها برخاسته از هوای و هوس است که به اسم عشق یا با ظاهری عاشقانه خود را نمایان می‌کند. و غالباً از نوع عشق‌هایی است که پی رنگی است اما عاقبت جز ننگی نیست.
نمی‌توان قدرت غریزه جنسی را نادیده بگیرید. اگر شرایط و زمینه آن مهیا و آماده شود، بسیار سخت و دشوار است کسی بتواند در مقابل آن مقاومت نماید.
بنابراین در دین مبین اسلام توصیه شده است انسان باید حتی نگاه‌های خود را حفظ کند و از سخن گفتن با نامحرم جز در حد ضرورت پرهیز نماید؛ نیز آمده است خلوت کردن زن و مرد در جایی که کسی رفت و آمد نداشته باشند، حرام است،‌حتی اگر مناظره علمی داشته باشند، یا بخواهند در مورد ازدواج سخن گویند.
به تعبیر مولانا:
نفس اژدرها است،‌او کی مرده است
از غم بی آلتی افسره است
بنابراین دین اسلام در مورد روابط بین دختر و پسر (زن و مرد) و حد آن توصیه‌های بسیار شده تا حتی مقدمات کار حرام صورت نگیرد، چرا که با پیش آمدن مقدمات ،‌غالباً ارتکاب گناه گریزناپذیر خواهد بود.
در عین حال در اسلام توصیه شده که پیش از ازدواج ، باید آشنایی صورت گیرد.
پسر یا دختری که می‌خواهند ازدواج کنند، پیش از ازدواج باید همدیگر را بشناسند و با روحیات و خواسته‌های همدیگر آشنا گردند . تا بنیان ازدواج و زندگی را براساس و پایه محکمی استوار نمایند حتی به پسر و مردها این اجازه داده شده که در صورت لزوم، اعضای بدن همسر مورد انتخاب خود را ببیند. برای جمع کردن این دو موضوع (تا هم گناه صورت نگیرد و هم آشنایی انجام شود) بهترین کار آن است که با هماهنگی بزرگان دو خانواده و تحت نظارت یکی از افراد مطمئن از طرف دو خانواده، دختر و پسر چند جلسه‌ای با هم بنشینند و خوب همدیگر را دیده و با هم سخن بگویند و در مورد زندگی آینده و برنامه‌هایی که دارند، به توافق برسند. مطمئناً در این چند جلسه ،‌علاقه و محتبی که برای شروع یک زندگی خوب لازم است، ایجاد خواهد شد . اگر چنین علاقه‌ای برقرار نشود و یا همدیگر را نپسندند، ازدواج صورت نخواهد گرفت.
پی‌نوشت‌ها:
1 – روم (30) آیه21.

اگر کسی خیلی زیاد عاشق کسی باشد و این عشق دو طرفه باشد و مایل به ازدواج با هم باشند، اما خانواده‌ها

به موضوعی در سؤال اشاره نمودید که بسیار حساس و مهم است و هر گونه تصمیم احساسی و بدون درایت و دوراندیشی، می‌تواند آثار و نتایج نامطلوبی در زندگی بر جای گذارد که تمام زندگی آینده‌تان را تحت الشعاع خود قرار دهد.
ما به عنوان مشاور می‌توانیم تنها ابعاد مختلف این موضوع را برایتان روشن نماییم تا بهتر بتوانید تصمیم بگیرید اما تصمیم نهایی با خودتان است.
ابتدا در مورد ماهیت این نوع عشق و علاقه‌ها بین دختران و پسران جوان سخن می‌گوییم: واقعیت آن است که در این نوع علاقه‌ها غالباً از نوع عشق‌های خیابانی یا دیدن در مجلس ،‌تماس تلفنی یا اینترنت یا هر چیز دیگر است که ابتدا از نگاه‌ها آغاز می‌شود، صورت و شکل ظاهری آنها همدیگر را به سوی هم جلب می‌کند، سپس برخوردها و صحبت‌هایی رد و بدل می‌شود، که علاقه و محبت عمیق‌تر در این نوع عشق و علاقه‌ها چند چیز وجود دارد که معمولاً مورد غفلت واقع می‌شود:
1 – چون علاقه و محبت به طرف مقابل بسیار زیاد است (که معنای عشق همین است) باعث می‌شود عاشق، عیب‌ها و کاستی‌ها را در معشوق نبیند یا به آنها توجه ندارد، در حالی که بی‌تردید هر یک از دو طرف، نقص‌ها و عیب‌هایی دارد.
تنها موجود بی نقص و عیب خدا است، به همین خاطر گفته‌اند که عشق حقیقی تنها به خدا می‌تواند باشد، در حالی که عشق به هر چیز دیگر غیر خدا مجازی است. معنای مجازی این است که نمی‌توان به مخلوق یا انسانی مانند خود، عشق کامل و مطلق داشته باشیم.
روایتی از معصوم وارد شده که: «عشق انسان را کور و کر می‌کند» معنایش همین است که انسان به عیب‌ها و کاستی‌های طرف مقابل توجه ندارد و هر چه می‌بیند، خوبی و زیبایی است.
2 – چون دو طرف به هم علاقه دارند و سعی می‌کنند همدیگر را از دست ندهند و موجب رنجش طرف مقابل نشوند، رفتارها و سخنان، ساختگی و ظاهرسازی می‌شود یا سعی می‌کنند صفات بد نمایان نشود. تنها رفتارهای عاشقانه و سخنان نیک و هدیه دادن و محبت کردن از آنها سر می‌زند و حتی گاهی به هم دروغ می‌گویند ، که همه اینها موجب می‌شود شناخت کاملی از همدیگر نداشته باشند.
در این روابط چند فرض می‌توان وجود داشته باشد:
أ) هر یک از دو طرف و به خصوص پسران در فکر هوی و هوس باشند و صرفاً با اظهار عشق درصدد ایجاد ارتباط با طرف مقابل و کامجویی باشند. در اینجا اظهار عشق دروغین بوده و صرفاً برای لذت جنسی است و با ارتباط جنسی پایان می‌پذیرد.
این مسئله علاوه بر گناه کبیره بودن و دور شدن انسان از خداوند، موجب مشکلات روحی و روانی و سرخوردگی شدید طرف مقابل می‌شود. از نظر اجتماعی نیز ضرر و زیان بسیاری به خصوص برای دختران برجای می‌گذارد.
ب) عشق و علاقه‌ها صرفاً براساس هوای نفس و جنسی نباشد و قصد ازدواج و زندگی مشترک داشته باشند. در چنین فرضی نیز از آسیب‌ها در امان نیست؛ زیرا همان گونه که بیان شد این نوع عشق‌ها از یک طرف، موجب می‌شود که عیب‌های طرف مقابل دیده نشود؛ از طرف دیگر،‌رفتارهای ساختگی و اظهار عشق اولیه و هدیه دادن و... فروکش می‌کند و صحبت‌های چند دقیقه‌ای و ارتباط‌های گاهگاهی جای خود را به زندگی مشترک و همیشه در کنار هم بودن می‌دهد. پس از پیوند، واقعیت‌های زندگی و مشکلاتی که با آن روبرو هستند، خود را نمایان می‌کند. دروغ‌ها که می‌تواند در رفتار و گفتار (در دوران عاشقی) باشد و ظاهر سازی‌ها آشکار می‌شود. عشق اولیه افراطی فروکش می‌کند، یا حداقل به صورت اول باقی می‌ماند.
در چنین حالتی باید دو طرف به همین شکل به زندگی خود با تلخی ( به جهت نمایان شدن واقعیت‌ها و حقایق) ادامه دهند، یا از همدیگر جدا شوند، که هر دو صورت سخت و ناگوار است. به خصوص آنکه این پیوندو ازدواج از طرف خانواده دو طرف نیز مورد پشتیبانی قرار نگرفته باشد.
در این حالت ،‌انسان پایگاه خانواده و فامیل را از دست داده ،‌خود را از پدر و مادر (که او را بسیار دوست داشتند) دور نموده است و راه بازگشت را بسته می‌بیند.
در چنین صورتی چون نمی‌خواهد دیگران و به خصوص افراد خانواده از وضع او آگاه شوند و او را به جهت این انتخاب سرزنش نمایند، سعی می‌کند تمام غم‌ها و مصیبت‌ها را درون خود نگه دارد و به هر شکلی زندگی را نگه دارد که در هر حال ضرر و زیان را بر خود وارد می‌کند.
گاهی با خود می‌گوییم: کاشکی انسان می‌توانست دو بار زندگی کند: یک بار از زندگی تجربه کسب نماید و بار دیگر تجربه‌ها را در زندگی به کار گیرد، اما چه ضرورتی دارد، در حالی که انسان زندگی انسان‌های مانند خود و تجربه‌های زندگی آنها را می‌بیند؟!
زندگی‌ها غالباً یکسان است و حوادثی که در زندگی افراد واقع می‌شود، مشابه هستند. عوامل خوشبختی یا بدبختی نیز یکسان است. حال به آمارهای طلاق که وجود دارد، حوادثی که در روزنامه‌ها نوشته شده،‌ تجارب دیگران که برای ما نقل می‌شود یا می‌خوانیم و... مراجعه کنیم. مطمئناً نمی‌توانیم نسبت به آنها بی اعتنا باشیم و چشم بسته و صرفاً تحریک دل و احساس حرکت کنیم.
البته قبول داریم که فرض سومی هم وجود دارد: عشق و علاقه‌ها واقعی و حقیقی باشد و او طرف واقع بین باشند و از ابتدا انتظار زیادی از هم نداشته باشند و عشق آنها را کر و کور نکرده باشد و پس از ازدواج ،‌زندگی براساس محبت پایدار بماند، اما انسان اجازه و فرصت و ریسک کردن ندارد؛ زیرا ازدواج، تصمیم اساسی و مهم زندگی است که تمام زندگی آینده براساس آن رقم خواهد خورد و انسان فرصت و اجازه اشتباه ندارد.
مشکل ما عاشق شدن نیست،‌زیرا عشق به معنای محبت یک نیاز درونی است؛ اما اشکال این است که اولاً: عشق مطلق و کامل را نثار کسی می‌کنیم که مطلق و بی عیب نیست؛ ثانیاً از توان عقل و خرد در کنار احساس و دل بهره نمی‌گیریم و همه وجود خود را به دست دل و احساس می‌سپاریم که در بسیاری از اوقات برخاسته از هوی و هوس است.
پیشنهاد ما: با توجه به دو نکته مهم در مورد عشق که بیان شد، لازم است شخصی یا اشخاص دیگری که دلسوز و مهربان هستند، بر چنین روابطی نظارت داشته باشند تا مشکلاتی که بیان شد، پیش نیاید و انتخاب‌ها حقیقی تر و واقعی تر باشند.
چنین افراد ناظر همان پدر و مادر هستند که کسی دلسوزتر و مهربان تر از آنها نسبت به فرزند نیست.
به همین خاطر در اسلام،‌به رغم تأکید بر عشق و علاقه دو طرف برای ازدواج با هم، بر رضایت پدر در ازدواج دختر شرط شده است و این مسئله مطمئناً در مجموع جز به سود دختر نخواهد بود.
حمایت و پشتیبانی خانواده دختر و پسر، بنیان ازدواج را محکم‌تر نموده، در آسیب‌ها و مشکلات احتمالی زندگی آینده، کمک کننده و پشتیبان خواهد بود.
دغدغه‌ها و مواردی را که موجب عدم رضایت خانواده دو طرف می‌شود ، شناسایی کرده و در رفع و برطرف کردن آنها سعی نمایند. این موضوع هم رضایت آنها را جلب می‌کند و هم برای زندگی آینده مؤثر است. اگر هر دو خانواده بر عدم ازدواج تأکید دارند، پس باید مسایل مهمی وجود داشته باشد که از نظر این دو نفر (‌به خاطر موضوع و پیامدهای عشق) مخفی مانده است.
پس بهتر است که شناخت از یکدیگر را کامل‌تر نمایید و تنها از روی احساس تصمیم نگیرید. به این منظور باید از دیگران کمک بگیرید.
از خانواده بخواهید که در مورد طرف مقابل و خانواده‌اش تحقیق نمایند، تا هم اطلاعات شما کامل‌تر شود و هم در صورت مناسب بودن،‌رضایت آنها را جلب کرده باشید. در صورتی که برای ازدواج مناسب نبود، یا تشخیص بزرگترها (پدر و مادر) چنین باشد، بهتر است رابطه عاشقانه را ترک کنید و به لطف و رحمت خداوند امیدوار باشید و از او یاری بجویید تا در این راه به شما کمک نماید و مورد بهتری را نصیب‌تان نماید.

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران
  • فکس: +000000000
  • تلفن: +000000000
  • همراه: +000000000