معمولا در ازدواج هایی که با دوستی آغاز می شود صرف نظر از روابط گذشته دختر و اطلاع پسر از این رابطه ، مشکلاتی از قبیل :
1- توجیه شرایط و اختلافات خانوادگی به دلیل وابستگی
2- توجیه و نادیده گرفتن رفتارهای غیر عادی مانند سبک پوشش ( پسر دختری می خواسته که چادری باشه ولی چون وابسته دختر مانتویی میشه این ارزش و ملاک خودش رو توجیه می کنه و به پوشش کامل بدون چادر راضی میشه در حالی که بعد از ازدواج و کاهش احساسات اختلاف در سبک پوشش با همسر شروع میشه)
3- پنهان ماندن شخصیت اصلی مانند موضوعات مهم زندگی ، علاقه های شخصی ، انتطارات و خواسته ها و آشکار شدن شخصیت اصلی بعد از گذشت مدتی از زندگی زناشویی
4- و نهایتا ازدواجی که به بهانه آشنایی بیشتر با رابطه مستقیم با دختر شروع میشود نه تنها باعث آشنایی نمی شود بلکه باعث وابستگی و توجیه شرایط میشود.
اما...
پسری که با دختری آشنا شده و قصد ازدواج دارد و میداند که این دختری که می خواهد همسر آینده اش شود، قبلا رابطه جنسی داشته در دام یک ازدواج احساسی و غیر منطقی میشود که بعد از ازدواج و هنگام نگاه به همسرش یاد روابط گذشته اش می افتد و احساس تنفر و در نتیجه بدبینی و درگیری های زناشویی میشود که بهتر است اینگونه موارد در اصرار به ازدواج، حتما هر دو به مشاوره مراجعه کنند و مشاور در مورد افکار منفی و نگران کننده دو سال بعد از زندگی زناشویی با زوجین مخصوصا شوهر صحبت کند حتی در مواردی پسری که تجربه زندگی زناشویی نداشته و با زنی که مطلقه است و یا تجربه داشته با اینکه شرعا و قانوناً رابطه گذشته مشکلی نداشته، دیده شده که زندگی موفقی ندارند اینجاست که واژه کفو و هم سطح بودن معنا پیدا میکند مثلا اگر زنی که مطلقه است با مردی که طلاق داده و یا همسرش مرحوم شده ازدواج کنند مرد نمی تواند فکر های منفی داشته باشد چون اولا رابطه همسرش در گذشته شرعی بوده و خودش هم چنین تجربه قانونی و شرعی را داشته است موفق باشید.






