
آن قديمها يعني حدود 4 يا 5 سال پيش که تازه ازدواج دانشجويي راه افتاده بود! يک جشن توي دانشگاه برگزار ميشد با اين هدف که دانشجويان را به ازدواج آسان و کم هزينه تشويق کنند، مبتکر اين طرح هم نهاد رهبري دانشگاهها بود، حالا اينکه واقعا اين جشنها زوجهاي جوان دانشجو را به ازدواج آسان و کم هزينه تشويق ميکرد خودش سؤال مهمي است که طبق يک بررسي ساده ميتوانيم به اين نتيجه برسيم که نه! چون اکثر کساني که پا در جشن ازدواج دانشجويي ميگذارند به اين مراسم اکتفا نميکنند و دوباره هم مراسم ازدواج را تکرار ميکنند و... به هر حال مراسم ازدواج دانشجويي از زمان شروع دچار تغيير و تحولات بسياري شد، شايد مسئولان نهاد خودشان به اين نتيجه رسيدند که برگزاري صرفا يک مراسم جشن نميتواند مفاهيم مهم ساده زيستي را به زوجهاي دانشجو منتقل کند، به همين دليل دو يا سه سالي ميشود که اين مراسم با سبک و سياق جديدي در حال برگزاري است. سفر به مشهد و برگزاري اين مراسم در کنار بارگاه امام رضا(ع) در کنار برگزاري يکسري کارگاههاي آموزشي سبک جديدي است که در طرح «همسفر تا بهشت» در حال اجراست. شايد جايگزين کردن اين سفر به جاي جشنهاي مختلفي که توي شهرها با مدلها و محتواهاي مختلف بر پا ميشد بيشتر به مذاق دانشجويان خوش آمده است چون خبرها نشان ميدهد که استقبال نسبتا خوبي از اين برنامه از طرف دانشجويان صورت گرفته است. اين روزها حال و هواي شهر ما کمي رنگ و بوي اين جشن ازدواج را دارد و مشهد ميزبان دانشجويان عروس و دامادي است که يک سالي ميشود وارد دنياي متاهلي شدهاند.
بيرون از هتل ميتواني پرده همسفر تا بهشت را ببيني و مطمئن شوي اينجا تعدادي از زوجهاي دانشجو را پيدا خواهي کرد. از در هتل که وارد ميشويم چند قدم به راست با يک سفره عقد فيروزهاي مواجه ميشويم. سفره عقدي که ظاهرا تهيه شده براي زوجهايي که ميخواهند توي مراسم ازدواجشان عکسهاي يادگاري بگيرند، سفره عقد و آينه و شمعداني که هر چند لحظه مهمان تعدادي از عروس و دامادهاي هتل است بعد هم با ميزهايي از کتاب مواجه ميشويم که با پرس و جوهاي کنجکاوانه متوجه شديم اين نمونهاي از يک نمايشگاه کتاب است، نمايشگاهي که انتظار ميرود مطابق نياز مخاطب برپا شده باشد اما وقتي عنوان کتابها را مرور ميکنيم، متوجه ميشويم خيلي ربطي به ازدواج و دغدغههاي زندگي مشترک و اينجور چيزها ندارد، جز يکي، دو تا کتاب که ميتواني مطمئن شوي به درد اين مخاطب در اين برنامه ميخورد، بقيهاش کتابهايي است که آدم در هر فرصت ديگري ميتواند مطالعه کند! بچهها دنبال مسئول برنامه ميگردند تا هماهنگيهاي لازم را با او انجام دهند. مسئول که پيدايش ميشود ميگويد زوجها دارند ميروند برنامه گردشگري! ميتوانيد توي همين لابي با تعدادي از آنها مصاحبه بگيريد! در آسانسور که باز ميشود دوتا دوتا بيرون ميآيند آدمهايي که از نگاهها و لبخندهاي مهربانشان کاملا معلوم است که همان عروس و دامادهاي مدنظر ما هستند. قرار است از حال و هواي اين مراسم از آنها بپرسيم و اين که توي همسفر تا بهشت چه خبر است؟ و آيا برنامههاي محتوايي در نظر گرفته شده، توانسته پاسخگوي دغدغه يک زوج جوان در ابتداي زندگي مشترک باشد يا نه؟
هر دو دانشجوي روانشناسي هستند و از اصفهان آمدهاند. ترم آخرشان است و ميگويند به اين دليل اين سفر را انتخاب کردهاند که دوست دارند اول زندگيشان را با حضور امام رضا(ع) شروع کنند و بعد هم چون اين يک برنامه گروهي است و هم سن و سالهايشان هم هستند احتمالا بيشتر ميتوانستند از آن لذت ببرند. درباره اينکه اين چند روز در همسفر بهشت چه خبر بوده ميگويند: خب روز اول مراسمي در حرم داشتيم که بسيار خوب بود و همه با هم زيارت خواندند و بعد هم عهدنامهاي را تکرار کرديم. فضاي حرم هم بسيار خوب و لذت بخش بود روز دوم هم که توي کارگاه تفاوت زن و مرد شرکت کرديم و امروز هم که قرار است برويم برنامه گردشگري در مشهد. وقتي از آنها درباره محتواي برنامهها سؤال ميکنم که چهقدر توانسته دغدغههاي آنها را برطرف کند يکيشان جواب ميدهد: خب آموزشهايي که اينجا مطرح شد درباره شناختهايي از اخلاق دو طرف بود که بعضي از اتفاقهايي که توي زندگي من افتاده بود را برايم روشنتر کرد، البته ما اين دغدغهها را قبل از ازدواج داشتيم و نگران بوديم که آيا اخلاقهايمان به هم ميسازد يا نه؟ تفاهم داريم يا نه و اين کارگاه بخشي از اين دغدغهها را برطرف کرد. من فکر ميکنم زوجهاي جوان به آموزشهاي قبل و بعد از ازدواج نياز دارند تا بهتر بتوانند يکديگر را بشناسند و با مشکلات زندگي مشترک کنار بيايند که اين برنامه خيلي مفيد بود.
خانم و آقاي محمودي اهل بيرجند هستند اما آقاي محمودي دانشجوي تهران است. دليل انتخابشان براي شرکت در اين مراسم توجه به سادهزيستي در برگزاري مراسم بوده است و البته دوست داشتند توي اين سفر معنوي هم شرکت کنند. وقتي از آنها ميپرسم چه انتظاري از اين مراسم داشتيد و چهقدر از آن انتظارات شما برآورده شد آقاي محمودي ميگويد: خب تا به حال برنامهها متنوع بوده است اما اگر اين برنامههاي آموزشي را قبل از ازدواج ميگذاشتند يا موضوعاتش متنوعتر بود بهتر بود. چون تمام مشکلات زوجهاي جوان تفاهم نداشتن نيست، مشکلات زيادي هستند که باعث طلاق و جدايي ميشوند، از مسائل اقتصادي بگيريد تا مسائل خانوادگي. بهتر بود اين مشکلات بيشتر بررسي و در اين زمينه آموزش داده ميشد و بعد با خنده ميگويند: تازه اگر اين آموزشها زودتر انجام ميشد، مثلا قبل از ازدواج، خيلي بهتر بود چون حداقل ما دعواهايمان کمتر ميشد!
آقاي جلاليفرد دانشجوي دانشگاه قم است که به اتفاق همسرشان در همسفر تا بهشت شرکت کردهاند. آقاي جلاليفرد ميگويد: هر کسي يک جايي نقطه عطف زندگياش را قرار ميدهد براي ما ايرانيها هم بهترين مکان حرم امام رضا(ع) است، به همين دليل ما هم مشهد را براي شروع زندگي مشترک انتخاب کرديم. از همه مهمتر چون من و همسرم دوست نداشتيم خيلي وارد تجملات شويم اين مراسم گزينه خوبي بود. آقاي جلاليفرد درباره محتواي اين مراسم ميگويد که مسائل آموزشي مطرح شده خوب بود، اما قوي و کافي نبود و ادامه ميدهد: متأسفانه در کشور ما از نظر آموزشهاي ازدواج خيلي خوب عمل نميشود و حتي بعضي خانوادهها اين نوع برنامههاي مشاورهاي را خوب نميدانند در صورتي که هر زوجي در ابتداي زندگي به اين آموزشها به شدت نياز دارند و هيچ مرجعي براي آن وجود ندارد. مثلا در روابط زناشويي به زوجها خوب آموزش داده نميشود و معمولا زوجها اطلاعات زيادي در اين زمينه ندارند. يا در زمينه معرفي الگوهاي اسلامي براي يک زندگي موفق هم خوب عمل نشده است و اين مراسم نميتواند همه آن خلاء را پر کند.
آقاي سعيدي فارغالتحصيل رشته برق است و همسرش سال آخر معماري. آنها شرکت در مراسم ازدواج دانشجويي را بهخاطر حال و هوايي که دارد دوست دارند اما معتقدند در اين 3 روز برنامه خاصي نداشتند بيشتر سخنراني بوده و بهجز کارگاه تفاوتهاي زن و مرد که نکات خوبي را آموزش دادهاند نکته خاص ديگري مطرح نشد و خيل جالب نبود يعني خيلي کاربردي نداشت. آقاي سعيدي ميگويد: ما درباره مسائل ازدواج و آموزشهاي زندگي تنها همان روز آزمايش يک چيزهايي ياد گرفتيم و بعد هم الان بخشي از آن تکميل شد، اما دغدغههاي زيادي وجود دارد که ما اطلاعات چنداني از آنها نداريم. اين برنامه خوب بود اما کامل نبود و نميتوانست به همه نيازهاي ما پاسخ دهد. اينکه ما با مشکلات آشنا شويم و درباره نحوه برخورد با آن در زندگي مشترک آموزش ببينيم، خب مطمئنا موفقتر ميتوانيم در زندگي عمل ميکنيم، يک کارگاه و دو ساعت کلاس گذاشتن نميتواند مشکلي را حل کند هر چند که به اندازه خودش خوب بود.
زوجها عجله دارند بروند به برنامه بعديشان برسند خيلي وقتشان را نميگيريم و از تعدادي از آنها ميخواهيم که چند عکس يادگاري در کنار سفره عقدشان هم براي جيم بيندازند. از هتل که بيرون ميآييم دوباره چشمم به آويز فيروزهاي رنگ ميافتد که رويش نوشته همسفر تا بهشت! و باز ياد حرف زوجهاي دانشجو ميافتم که هنوز نگران دغدغههايي هستند که در آينده خواهند داشت آيندهاي که همسفر تا بهشت به هر دليلي نتوانسته پاسخ آن را بدهد و يا ديگر چنين همسفري در آن وجود ندارد.






