خانه مهر

زندگی تان پر از مهر و صممیت

خانه مهر

خودت را ارزان نفروش!

بيشتر دانستن درباره ازدواج و راه هاي رسيدن به يك زندگي ايده آل بدور از حواشي و كپسول هاي تمدن به ظاهر پيشرفته، بدون ترديد به نسل ما كمك مي كند تا ضمن گذر از اتوبان پرپيچ و خم زيست دنيايي، افق هاي دوردست زندگي در دنياي ديگر را نيز از رهگذر همين زندگي عاشقانه دو نفره و چند نفره، ترسيم كنيم...
¤¤¤
آيا مهريه واجب است؟ بله. به چه دليل؟ مي گويد: «فرضتم لهن فريضه » (بقره/237) فرض يعني چه؟ واجب است. «طلب العلم فريضه علي كل مسلم» (كافي/ج1/ص03) فريضه يعني واجب است.
مي گويد: «فرضتم لهن فريضه » به مهريه فريضه گفته است. يعني مهريه واجب است. اين يك مورد. ديگر اينكه زن مالك مهريه است. حق ندارد مهريه دختر را پدر يا مادر يا كسي ديگر بگيرد. چون قرآن مي گويد: «و آتوا النساء صدقاتهن» (نساء/4) به خانم ها مهريه هايشان را تحويل خودشان بدهيد.
از سوي ديگر پس گرفتن مهريه حرام است. مگر اينكه زن مرتكب فحشاء شود. قرآن مي گويد: حق نداريد، «ولا تعضلوهن» حق نداريد به خانم ها سخت بگيريد، (لتذهبوا ببعض ما آتيتموهن» (نساء/91) در فشارش مي گذاري كه بگويد مهرم را بخشيدم. پس مهريه واجب است. به خود خانم بايد بدهي. حق ندارد مرد سختگيري كند كه زن مجبور شود مهرش را ببخشد.
اگر مهريه سنگين بود حق نداريد كم كنيد. قرآن مي فرمايد: «و آتيتم احداهن قنطاراً فلا تأخذوا منه شيئا» (نساء/02) اگر هم مهريه بالا بود نبايد كم كنيد. مقدار مهريه را بايد عروس و داماد هر دو راضي باشند. «تراضيتم» (نساء/42) هر دو بايد راضي باشند. اگر قبل از عروسي به قول امروزي ها، طلاق داد، چون يك ضربه شخصيتي و اجتماعي به خانم خورده است اين آقا بايد نصف مهر را بدهد. مثلاً صد تا سكه بوده عقد كرده ولي هنوز عروسي نكرده اين عقد به هم خورد. اگر طلاقي واقع شد هنوز آميزش نكردند، از صد تا سكه بايد 05 تا سكه بدهد. چون اين دختري كه بله گفت، و زندگي اش ادامه پيدا نكرد، ضربه خورد و كسي اگر به زنش ضربه بزند، ضربه اجتماعي، آبرويي، حيثيتي، بايد نصفي از مهريه را بدهد. اينجا از جاهايي است كه زن ها حفظ هستند. بايد پيش پيش شما بگوييد. چون همه به نفع خانم ها است.
¤¤
ازدواج موقت چطور؟ مي گويد: آن هم مهريه اش واجب است. (فآتو هن أجورهن فريضه » (نساء/42) حتي زن عقد موقت هم باشد، مثلاً عروس و داماد براي اينكه با هم محرم باشند بروند بيمارستان خون بدهند، بروند بازار طلا بخرند و لباس بخرند، مي گويند: يك صيغه بخوانيم، حالا اين ده بيست روز را باهم گفت وگو مي كنيم حلال باشد. آن صيغه هم بايد مهريه داشته باشد.
اسلام چقدر به زن گفته تو گران هستي، و زن ها گاه چقدر نمي فهمند و خودشان را در خيابان ها حراج مي كنند. مي گويد: پسر مي خواهد به تو نگاه كند، بايد پول بدهد. اگر خواستي هميشه به تو نگاه كند بايد خرجي تو را بدهد. دخترهاي ما خودشان را آرايش مي كنند، مفت مي گويد: نگاهم كن! يعني اسلام گفته ارزش داري، دختر مي گويد حراج هستم! حالا ببينيد اسلام طرفدار زن است يا خود زن ها طرفدار... اگر حتي براي يك ساعت، براي يك ماه، براي يك هفته خواستي صيغه محرميت بخواني، آن هم بايد پول بدهي.
¤¤
مهريه مخصوص اسلام است؟ نه، خود حضرت شعيب هم كه گفت دخترم را به موسي مي دهم، گفت: به شرطي كه هشت سال براي من چوپاني كني. حالا بعضي ها مي گويند: اين مهريه نيست شرط ضمن عقد است. حالا به هرحال يا مهريه يا شرط ضمن عقد، بالاخره دخترش را داد و پول گرفت. حالا اسمش را لبو بگويي يا چغندر پخته. يكي است. شرط ضمن عقد باشد يا مثلاً مهريه باشد. بالاخره هزارها سال قبل از اسلام پيغمبري به نام شعيب دخترش را به پيغمبر ديگر داد و از او پول گرفت...
كار براي زن، اول گفته كاري باشد آزاد، هر وقت خواست كار كند، هر وقت خواست كار نكند. اختياري باشد. دوم بايد سبك باشد. سوم بايد حتي المقدور در خارج از خانه نباشد. به چه دليل اين حرف را مي زنم؟ كه بايد اختياري باشد، سبك باشد، حتي المقدور در خانه باشد، لازم شد بيرون برود. به دليل اينكه مي گويد: «علموهن» ياد خانم ها بدهيد، چه چيزي؟ «الغزل» (مستدرك/ج13/ص781) غزل يعني بافندگي. خانم هاي شما بافندگي ياد بگيرند. بافندگي آزاد است. هر ساعتي خواست كنار مي گذارد. حالا بوليز است، خياطي است، قالي است، هرچه... هر لحظه مي تواند كنار بگذارد. بچه اش گريه مي كند كنار مي گذارد و سراغ بچه اش مي رود. سبك است، حتي المقدور هم در خانه است. چون زن يك مشكلاتي دارد. مشكلات زن كسالت هايي كه مربوط به زن است. مسأله حاملگي است، مسأله زايمان هست، يك مشكلاتي دارد. پس زن مشكلاتي دارد، كار هم يك خوبي هايي دارد.
اگر خواست بيرون برود آرايش نكند. قرآن مي گويد: «تبرج» (احزاب/33) «تبرج» از برج است... ما برج به ساختمان هايي مي گوييم كه در خيابان به آدم چشمك مي زند. چنين مي كند به من نگاه كن! ساختمان هايي كه چشمك مي زنند مي گويند برج. «تبرج» يعني مثل برج نشويد. يعني طوري بيرون نياييد كه چشم ها به سمت شما برود. «فيطمع الذي في قلبه مرض» (احزاب/23) آن كسي كه مريض است چشمش عقب شما بيايد. بعد هم نگفته «فيطمع الذين»، «فيطمع الذي» يكوقت مي گويد خوب حالا يك پسر هرزه، من به خاطر يك پسر هرزه آرايش كنم. خود را بپوشم. اين رقمي لباس بپوشم. مي گويد اگر يك هرزه هم در جامعه هست، بايد يك طوري كني، هرزه ها ناكام شوند. هرزه ها به عنواني كه شما يك آدم حراجي هستي، از تو لذت نبرند...
& حجت الاسلام والمسلمين محسن قرائتي

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران
  • فکس: +000000000
  • تلفن: +000000000
  • همراه: +000000000